English

اطلاعیه های اخیر :

عسل مهرنوش سهامی خاص

با حمد و سپاس فراوان به درگاه خداوند متعال شرکت عسل باران باغرو در سال ۱۳۹۰ با مدیریت سید فردین صفوی که خود از زنبورداران و فروشندگان عسل در استان اردبیل می باشند تاسیس شد. در ابتدای سیاست کاری ما در جهت تامین نیاز کارخانه های تولیدی و بسته بندی عسل کشور بود که به صورت عمده توانستیم با برند های مطرح کشور همکاری داشته باشیم

نام شرکت : عسل باران باغرو شماره ثبت : ۹۹۲۲
مطالب مرتبط با "زنبورداری"

دستور العمل فنی زنبورداری

1- انتخاب واحد: الف) سايت يا محلي انتخاب گردد كه داراي سابقه پرورش زنبور عسل باشد. ب) در سايب مورد نظر حد اقل 100 (يكصد) كلني زنبور عسل موجود باشد.(كندو هاي بومي كه تبديل به مدرن شده باشد. قابل قبول است) ج) افراد انتخاب شده بايد دوره هاي مقدماتي زنبور داري را گذرانده و با سواد باشند. د) افراد زنبوردار داري لباس و تجهيزات لازم جهت كار در زنبورستان باشند.(لباس سفيد، كلاه، دستكش، دودي، اهرم و …)

2- مديريت پرورش: الف) استفاده از كندو هائي كه استاندارد بوده و از نظر ظاهر سالم،محكم، بدون درز، داراي پايه مناسب و ارتفاع از زمين،، درب داراي روپوش فلزي، قابها سالم و تميزو قابل جا بجايي و … و از نظر جمعيت كلني در شرايط خوب باشد. ب) هر كندو داراي شناسنامه و دفترچه اي جداگانه جهت درج اطلاعات مربوط به آن باشد. ج) استفاده از ملكه هاي انتخاب شده و جوان با استفاده از روش هاي معرفي ملكه به كندو (بويژه براي جلو گيري از توليد بچه كندو و چون ملكه جوان تمايل به بچه دادن ندارد و تخم ريزي خوبي دارد بنابراين جمعيت قوي خواهد ماند). د) با روشهاي مختلف مثل حبس ملكه خروج قابهاي حاوي نوزاد و انتقال به كندوهاي ضعيف، خراب كردن سلولهاي ملكه در فصل بچه دهي و يا در صورت زياد بودن جمعيت قرار دادن شبكه مانع ملكه بين بدنه و طبقه با اضافه نمودن يك طبق به آن مي توان ازتوليد بچه كندو جلوگيري كرد. د) از اوايل بهار تا اواسط پائيز امكان ادغام وجود دارد.با اين روش مي توان از نابودي كلني هاي ضعيف جلو گيري كرد و با داشتن جمعيت هاي نسبتاً يكسان صفت غارتگري بروز نخواهد كرد.

3- مديريت تغذيه: الف) استفاده از تغذيه كمكي = در اوايل بهار قبل از وجود شهد در طبيعت كلني هايي كه غذاي ذخيره زمستاني آنها كم و در حال تمام شدن مي باشد بايد با شربت آب و شكر به نسبت (1 به 1) تغذيه شوند و در اواخر فصل برداشت يعني اوايل پائيز كه مقدار شهد در طبيعت كم مي شود در صورتيكه غذاي ذخيره كافي در كندو نباشد شربت آب و شكر به نسبت (1 به 2) استفاده مي گردد و در همين زمانهاي علاوه بر تغذيه شكر و آب از كيك جانشين گرده نيز استفاده مي گردد. (اواسط شهريور تا اواسط مهر و نيمه دوم بهمن تا پايان اسفند) ب) ذخيره زمستاني= بر آورد صحيح از ميزان عسل باقي مانده در كندو و جهت زمستان گذراني با توجه به جمعيت آن براي يك كلني حدود 15 -12 كيلو گرم عسل و دو قاب گرده گل لازم است و براي كلني هائي كه دو طبقه دانرد 20 كيلو گرم عسل و 3 قاب گرده مورد نياز است. ج) استفاده از منابع شهد و گرده موجود در منطقه = استفاده از باغات مزارع، دامنه كوه ها و كوچ به ارتفاعات با توجه به زمان دوره گلدهي گياهان مورد استفاده زنبور عسل در منطقه.
د) استفاده از منابع آب سالم و بهداشتي و در دسترس (استفاده از آبشخور) در هر زنبور ستان

4- مديريت بهداشت و درمان: الف) مبارزه با آفات و شكارچيان= كنه و اروا ، پروانه موم خوار، زنبوران زرد و قرمز ( مبارزه با استفاده ار تله). مورچه ( مبارزه با استفاده از قراردادن كندو روي پايه)، سبز قبا( مبارزهاز طريق از بين بردن آن در لانة پرنده هنگام شب). كنه واروا= بيشترين خسارت كنه واروا به لاروهاي مسن زنبورعسل بخصوص لاروهاي نر مي باشد و زنبوران كامل نقش ميزبان واسط و حمل كننده كنه ها را دارند. تخم گذاري كنه ماده در اوايل پرورش نوزادان كمتر و اواخر تابستان به حد اكثر مي رسد. تشخيص كنه بايد در ابتداي دوره آلودگي انجام شود كنه داراي چهار جفت پا است و نبايد با شپش كه شش پا دارد اشتباه شود. كنه بر روي شفيره هاي 13 روزة كارگر و 16 روزه نر ها مشاهده مي شود و لكه هاي سفيد زنگ بر ديواره هاي سلول هاي خالي لارو و شفيره دليل وجود كنه واروا است. مبارزه هنگام غروب يا صبح زود و در پائيز يا اوايل بهار انجام مي شود (زماني كه تخم ريزي ملكه به حداقل يا صفر) مي رسد. مي توان قبل از مبارزه خروج لاروهاي سر بسته بخصوص لاروهاي نر در كناره ها را انجام داد. نوار فولبكس به مقدار 2 تا 3 نوار در هر كلني و 3 تا 4 بار به فاصله يك هفته در بهار توصيه مي شود (قبل از جريان شهد در طبيعت بايد مبارزه عليه كنه واروا قطع شود.

پروانه موم خوار در مناطق گرمسيري خسارت بيشتر وارد مي كند براي رشد لاروهاي آن دماي بالا تر از 30 درجه لازم است و قاب هاي كهنه و تيره را ترجيح مي دهد. پروانه موم خوار قسمت وسط شان ها را هدف قرارداده و با تنيدن تونل هاي ابريشمي و مدفوع سياه رنگ خسارت وارد كرده و ظاهر بدي ايجاد مي كند. به طور كلي پروانه موم خوار از روشنايي، هواي تازه و سرما و نيز مركب چاپ روزنامه گريزان است. در انبار استفاده از ورقه هاي روزنامه بين طبقه ها و ياپيچيدن پوكه ها با روزنامه مؤثر است مي توان پوكه هاي آلوده را در كندو هاي قوي قرارداد و خود زنبور عسل آنها را پاك سازي مي كند. استفاده از فريزر براي قاب هاي آلوده مؤثر است. سوزاندن گوگرد و توليد گاز so2 پروانه موم خوار را از بين مي برد و چون قادر به از بين بردن تخم پروانه نيست بايد 15 روز بعد تكرار گردد.
ب)پيشگيري و مبارزه با بيماريها = نوزما، لوك امريكايي، لوك اروپايي نوزما= ويژه زنبوران بالغ بوده و بيشتر در كلني هايي كه جمعيت آنها كم است(كلني هاي ضعيف كه علت ضعيفي مي تواند كمبود عسل ذخيره زمستاني، طولاني بودن زمستان و يا پيري ملكه باشد) بيماري علائم خارجي ندارد و بايد مدفوع يا محتويات بدن زنبور عسل مورد آزمايش قرارگيرد و حالت اسهالي در مدفوع مشاهده مي شود و زنبور هاي بالغ به صورت فلج در جلو درب كندو روي زمين مي خزند و توان پرواز ندارند. پيشگيري با استفاده از فوماژيلين و مديريت جلو گيري از ضعيف شدن كلني مي باشد و درمان با ضد عفوني كردن كندو ها و وسايل آلوده با سموم گازي مثل اسيد استيك است. لوك آمريكايي= وجود بيماري فصل مشخصي ندارد و هر موقع از سال كه لارو در كندو باشد مي تواند به وجود آيد براي درمان بايد تمام كندو و شان ها و عسل و… را همراه جمعيت آن سوزانيده و معدوم نمود و گاهي بدنه و درب كندو را نگه داشته و ضد عفوني با شعله افكن قابل استفاده است. و براي پيشگيري در دو نوبت اوايل بهار و پائيز قبل از زمستان گذراني از داروي آنتي بيوتيك از جمله اكسي تتراسايكلين به صورت محلول در شربت با استفاده از ظروف شربت خوري استفاده كرد. لوك اروپايي= بر خلاف لوك آمريكايي در فصل معين يعني اواخر فصل زمستان گذراني و اوايل بهار ظاهر مي شود و با جريان شهد در طبيعت به تدريج كاهش مي يابد و در جهان نسبت به لوك امريكايي از اهميت كمتري برخوردار است. و سبب مرگ و مير لاروهاي جوان مي شود سر پوش سلولها فرو رفته و مرطوب و سوراخي در وسط سر پوش مشاهده مي شود. مصرف ترامايسين به همان صورت در مورد لوك آمريكايي در پائيز و اوايل بهار مي باشد در هر حال بايد در فصل جريان شهد از مصرف دارو جلو گيري شود چون بقاياي آن در عسل مانده و براي مصرف كننده مضر است.

5- مديريت توليد: الف)شكل ظاهري عسل مناسب باشد= وجود ناخالصيهاي مختلف از جمله گرده گل، موم قطعات بدن زنبور و حباب هاي هوا در عسل موجب كاهش مرغوبيت عسل مي شود. چون ذرات موم و حباب هوا و ساير ذرات خارجي موجود در عسل سبكتر از عسل بوده و درصورتكه عسل براي مدت چند روز در تانكر هائي كه شير هاي تخليه در انتهاي آن وجود دارد قرار گيرد تمام ناخالصيها به سطح فوقاني آمده و از طريق شير انتهايي عسل عاري از ناخالصي بسته بندي مي شود بهتر است بلافاصله پس از استخراج عسل از شان ساير عمليات بسته بندي انجام شود چون عسل هنوز مايع و گرم است. براي جلو گيري از آن بايد محل پرورش نوزادان از محل ذخيره عسل جدا باشد با استفاده از شبكه ملكه بين بدنه و طبقه اول و نيز استفاده از شانهائي كه صرفاً در آنها عسل ذخيره مي شوند براي ذخيره عسل به محض شروع شدن جريان شهد در طبعيت زنبورها شروع به ترشح موم سفيد رنگ و تازه مي كنند كه آثار آن بر روي قابهاي حاوي نوزادان مشاهده مي شود و در اين زمان بايد طبقات ذخيره عسل بلافاصله روي كندو ها مستقر گردند. به اين ترتيب محل ذخيره عسل از محل ملكه و پرورش نوزادان جدا مي شود با استفاده از شبكه ملكه . البته استفاده از نيم طبقه بر روي شبكه ملكه براي ذخيره عسل بهتر است. ب) زمان مناسب برداشت عسل= زنبور ها سطح سلولهاي محتوي عسل را با لايه نازكي از موم مي پوشانند. اينگونه عسل را در اصطلاح عسل رسيده و قابل برداشت مي گويند. لذا موقع مناسب برداشت موقعي است كه بشتر شانهاي محتوي عسل كاملاً در پوشيده شده باشد. در صورتيكه قبل از اين مرحله برداشت صورت گيرد رطوبت عسل بالا بوده (بيشتر از 19 درصد) وموجب تخمير و ترش شدن عسل مي شود. برداشت بايد چند روز قبل از اتمام جريان شهد يعني زمانيكه زنبور ها سرگرم آوردن شهد هستند صورت گيرد. ذخيره زمستاني بستگي به جمعيت كلني از (20-10) كيلو لازم است.
برداشت بايد پس از پولك تراشي و برداشتن سلولها حتماً با دستگاه اكتراكتور انجام شود. در مراحل مختلف برداشت عسل استفاده از حرارت سبب تغيير رنگ عسل (تيره شدن رنگ آن) شده و موجب كاهش كيفيت عسل مي شود و در هر حال بايد از حرارت دادن حتي كمتر از 43 درجه پرهيز نمود.

بررسی چشمان زنبور عسل

در شبکیه چشم انسان یک میلیون سلول مخروطی از سه نوع مختلف و یکصد میلیون سلول میله ای وجود دارد . توسط سلولهای مخروطی که هر یک از انواع آن جهت رنگی خاص تخصیص یافته اند ، دیدن رنگها ممکن شده است . در سلولهای مخروطی و میله ای طی فرآیندی نوری –شیمیایی ، پیامهای بینایی به شکل پالسهای الکتریکی توسط عصب اپتیک هدایت می شوند . عصب اپتیک دارای یک میلیون فیبر عصبی است که قادر به انتقال 10 میلیون بیت اطلاعات در ثانیه است . این در حالیست که سریعترین مودمها تنها قادر به انتقال 56000 بیت اطلاعات در ثانیه می باشند .تعداد بیتها در ثانیه به شدت نور بستگی دارد .
در حشرات ، بینایی توسط تعدادی چشم منفرد و یا مرکب تامین می گردد . چشم حشرات در مقایسه با چشم انسان غیر متحرک بوده و قابلیت فوکوس نیز ندارد و تنها قادر به دیدن مسافات بسیار کوتاه است . پروانه ها که دارای دید نسبتا بیشتری در میان حشرات هستند تا چند متر را می بینند در حالیکه زنبوران تنها قادر به دیدن تا مسافت 25 سانتی متر می باشند . حشرات برای جبران نقیصه بینایی خود به حس بویایی بسیار حساسی مجهز هستند .
تصور می شود چشم مرکب حشرات که دارای دو تا 30000 لنز می باشد ، تصویری موزائیک مانند ایجاد نماید . در بیشتر موارد دید حشرات تنها به تشخیص شکل و حرکت محدود می گردد اما در مورد سنجاقک که طعمه خود را در حال پرواز صید میکند بی تردید باید دارای دید بسیار بهتری از محیط اطراف خود باشد . سنجاقک با داشتن دو چشم مرکب بزرگ که هر یک از 30000 لنز تشکیل شده و دو چشم منفرد به خوبی با خوی صیادی و فعالیتهای حیاتی اش وفق یافته است . چشم حشرات هنگام تبدیل آنها از مرحله لاروی به مرحله بلوغ دچار تغییراتی می گردد . با وجود تفاوتهای بسیاری که بین چشم انسان و چشم حشرات مشاهده می گردد ، شباهت نزدیکی بین ژن مسئول کنترل تکامل چشم در انسان و حشره ای مانند مگس خانگی وجود دارد . سایر خصوصیات چشمها در حیوانات مختلف که منجر به بوجود آمدن تفاوتها می گردد توسط ژنهای دیگریکنترل می گردد . یک چشم منفرد که در میان یک چشم مرکب قرار گرفته ،
اوماتیدیوم ( ommatidium ) نامیده می شود . در این اماتیدیوم بلافاصله پس از عدسی ، یک مخروط کریستالی وجود دارد که به سلولهای طویلی بنام رابدوم ( rhabdome ) که در حقیقت یک صفحه فتورسپتور را تشکیل می دهند متصل می گردد . این سلولها توسط سلولهای شبکیه که رابدوم ترشح می کنند ، احاطه شده اند . مخروط کریستالی ، سلولهای رابدوم و شبکیه ، توسط سلولهای پیگمانه احاطه شده اند که اوماتیدیوم را از نظر نوری از سایرین جدا می کند . سلولهای شبکیه به سلولهای عصبی متصل می شوند که پیامها را به گانگلیون نوری هدایت می کنند .
در گونه هایی از حشرات که در شب فعالیت می کنند ، سلولهای رابدوم به مخروط کریستالی متصل نیستند در نتیجه اوماتیوم ها کاملا از یکدیگر جدا نشده اند که این موضوع به هدایت نور بیشتر اما شفافیت کمتر تصویر منجر شده است .
عمل دیدن طی یک فرآیند فتوشیمیایی صورت می پذیرد . مولکول رتینال ( retinal ) موجود در سلول رابدوم فتونهای نور جذب شده را از حالت منحنی به شکل مستقیم در می آورد . رتینال به غشای پروتئینی بنام اُپسین ( opsin ) متصل است که به این مجموعه رودوپسین ( rhodopsin ) می گویند . رتینال هنگام ایجاد تغییر در فوتون از این مجموعه جدا شده و پس از آن اپسین یک سلول عصبی را تحریک می کند . سلول عصبی پیام را به مغز هدایت کرده و تشخیص یک فوتون را توسط رابدوم به مغز اعلام می دارد . بدنبال آن رتینال به کمک ویتامین A با اپسین ترکیب شده و مجددا رودوپسین شکل می گیرد .

زنبورعسل
سیستم بینایی زنبور عسل شامل دو چشم مرکب و سه چشم ساده است . هر چشم مرکب از هزاران سلول حساس به نور  که به زنبور به درک نور ، رنگ و همینطور پرتوی UV آفتاب کمک می کنند تشکیل شده است .
سه چشم ساده زنبور بشکل مثلث بر روی سر حشره قرار گرفته که اسلی( ocelli ) نامیده می شوند. این چشمها اغلب به  تشخیص مقدار نور موجود در محیط به زنبور کمک می کنند اما قادر به درک تصویر نیستند .
قرنیه چشمان مرکب زنبور عسل از مو های بسیار ریزی پوشیده شده است . البته وجود مو بر روی قرنیه مختص زنبور عسل نیست و حشرات دیگری مانند مگس ها نیز دارای چشمان مرکب با قرنیه پرمو هستند . زنبور عسل هنگام جمع آوری گرده گلها ،
گرده ها را بر روی بدن ، پاها و سر و از جمله چشمها و آنتن خود جمع آوری کرده و سپس به داخل کیسه گرده موجود بر روی پاهای عقبی انتقال می دهد .
با وجود اینکه زنبور عسل طیف وسیعی از رنگها را بخوبی می بیند تنها قادر به تشخیص شش گروه اصلی رنگها از قبیل زرد ، آبی سبز ، آبی ، بنفش ، UV و رنگی که بنام ارغوانی زنبوری شناخته می شود و مخلوطی از زرد و UV است ، می باشد . این حشرات قادر به دیدن رنگ قرمز نیستند .
چشمان مرکب زنبور عسل از هزاران عدسی نازک که هریک صفحه ( facet ) نامیده می شوند تشکیل شده است . دانشمندان معتقدند که هر عدسی یک چشم مرکب قسمت کوچکی از دید زنبور را دریافت می کند سپس مغز تصویر هر یک از عدسی ها را گرفته و تصویر بزرگ موزائیک مانندی ارائه می دهد . مزیت چشم مرکب ، توانایی آن در تشخیص حرکت است . زنبوران بسادگی می توانند بین الگوهای یک پارچه و شکسته تفریق قائل شوند اما برتری بیشتری در تشخیص تصاویر شکسته از خود نشان می دهند و به همین علت یک گل متحرک و یک گل ساکن را از یکدیگر تمیز می دهند .بنابراین چشم زنبور عسل بخوبی جهت ادراک حرکت وفق یافته است .

چگونگی خروج بچه از كندو

از شرایط لازم برای تقسیم كلنی و بچه دادن،وجود ملكه برای بچه كندو است كه این كار یعنی تولید یك یا چند ملكه (معمولا تعداد بیش از 5عدد)به طور خودكار انجام میگیرد و پس از تخمگذاری در فنجانكها ملكه های لازم تولید می شوند.ملكه مادر(ملكه قدیمی)زمانی كه احساس كرد مدت زیادی به تولد و خروج از حجره ملكه جدید باقی نمانده خود را برای خروج از كندو همراه عده ای از زنبورها اماده می كند.ملكه قیمی ابتدا تخمریزی را كاهش داده و با كم شدن تغذیه از وزنش نیز كم می شود(شایان ذكر است كه كارگران اورا به این كار وادار می كنند)تا ملكه قادر به پرواز و خروج از كندو باشد.كمی قبل از تولد ملكه جدید (چند ساعت تا چند روز)ملكه مادر یا قدیمی تصمیم به خروج می گیرد.كارگران و زنبورهای داخل كندو موضوع را حس كرده و با برداشت مقادیر زیادی عسل چینه دان خود را پرمی كنند و اماده سفر می شوند.انها در این شرایط در كف كندو واطراف سوراخ پرواز متراكم شده و با پرواز ملكه انها نیز با شدت زیاد و با سرعت به صورت دسته جمعی كندورا ترك میمنندودر هوا مانند ابر در می ایند و در محدوده پرواز ملكه چرخ میزنند تا ملكه و زنبوران پیش اهنگ جای مناسبی را برای نشستن پیدا كنند.معمولا این گروه در اولین پرواز در همان نزدیكی زنبورستان بر روی مكان مرتفعی مانند تنه و شاخه درخت یا دیوار ساختمان و یا جایی شبیه ان مینشینند وملكه را در بر گرفته و به شكل خوشه اویزان می شوند.تعدادی زنبورهای همراه ملكه ممكن است از نصف جمعیت كندوی مادر تا یك چهارم و گاهی بیشتر از نصف  هم باشد.این بچه كندو كه بدون دخالت  زنبوردار تولید شده و تقسیم ان خود به خود انجام گرفته  است به بچه كندوی طبیعی معروف می باشد

بچه-ی-زنبور-عسل-روی-شاخه-درخت

.بچه كندو خوشه شده در محوطه ازاد تعدادی زنبور پیشاهنگ دارد كه انها برای یافتن جای استقرار دائمی به جستوجو می پردازند و پس از یافتن جای مناسب(به طور مثال شاخه درخت،شكاف سنگ،كندوی خالی و یا تنه تو خالی )اطلاعات خود را در اختیار توده زنبورها قرار داده و تصمیم نهایی برای پراز به فاصله دورتر و محل استقرار دائمی گرفته می شود.اغلب بیش از یكساعت بچه كندو خوشه شده ئر محل اولیه بقی می ماند كه در این فاصله زمانی باید برای گرفتن ان به سرعت وارد عمل شد.زیرا اگر بچه كندو گرفته نشود پرواز دوم انجام گرفته . دیگر نمی توان ان را پیدا كرد.

سالنامه زنبورداری

فروردین ماه

   در فصل بهار به علت اوج فعالیت زنبورعسل، باید حداقل هفته ای یکبار از کندو بازدید داشته باشید.

در هر بازدید احتمال این وجود دارد که یک کندو قاب بدهید و یا به دیگر کندویی طبق بدهید.

 بهترین زمان برای تعویض ملکه همین ماه است زيرا احتمال پذيرش ملكه در این ماه بيش از ماه های ديگر است و برای همین فعالیت تولید و پرورش ملکه از همین ماه شروع میشود.

 در زمان بارندگی هم باید کلنی را تغذیه کنید؛ زيرا علي رغم جريان مناسب شهد، به علت عدم امکان پرواز و نيز افزايش جمعيت، ممكن است ذخيره ی غذايی کندو پاسخ گوی نياز كلني نباشد. در نتيجه کلنی براثرگرسنگي،  ضعيف و يا نابود مي شود.

بر اساس این نکته در زنبورداری ما قنونی به نام قانون چهل روزی داریم که باید به کندو ها در چهل روز اول سال هر هفته ای دو یا سه بار تغذیه دستی داد.

اردیبهشت ماه

پرکارترین ماه برای زنبور عسل و زنبوردار است.

در مواقع گلدهی خیلی از درختان کم میشود و برای همین بهترین زمان برای کوچ دهی و انتقال زنبوران به یک دشت مناسب میباشد.

اوج فراواني جمعیت و تخم ریزی در اردیبهشت و خرداد است.(البته این مورد برای بعضی نژاد ها مثل اسرائیلی این طور نیست) در اغلب استان های مرکزی و شمالی کشور، اردیبهشت ماه زمان بچه دادن کندوهم هست. در این ماه به کندو قاب های زیادی می دهند و روی جمعیت های قوی طبق می گذارند. مهم ترین کارهای زنبوردار در این ماه ، مدیریت ، پیشگیری و کنترل بچه کندوست.

خرداد ماه

   اوج تولید عسل و افزايش محصول در این ماه است. در این ماه نيز می توان از کلونی بچه گرفت زيرا حداکثرميزان تخم گذاري سالانه در این ماه انجام می شود .به طور معمول در پایان خرداد ماه،  یک مرحله برداشت عسل انجام می گيرد.

دلیل اوج تولید عسل در این ماه این است که، مقداری دمای هوا افزایش یافته و دمای مناسب برای شهد دهی گلها فراهم میشود.

برای همین شهد در بیابان زیاد میشود و در مقابل به علت افزایش دما هوا تخم ریزی کم میشود.

تیرماه

   به طور معمول در تیرماه، به علت افت ناگهاني جريان شهد باید کندو ها را به طرف کوهستان جا به جا کرد. اگر امکان جا به جایی کندوها فراهم نبود، از تغذيه ی مرتب آن نبايد غافل شد. به هر حال در تغذیه ی زنبور عسل باید مراقب بود که غذاهای مصنوعی به محصول عسل کندو ، راه نیابد.

مرداد ماه

   در این ماه باید جمعیت را به كمك شربت تحریک کرد. زنبورهای نر در مردادماه به علت اتمام فصل جفت گيري و به دليل اين كه فقط مصرف کننده اند و درهيچ يك از فعاليت هاي كلني شركت ندارند، از كندو اخراج می شوند. در اصطلاح به اين رفتار« نركشي » می گويند . بديهي است که زنبورهای نر در اين حالت، به علت وابستگي شديد غذایي که به زنبورهای كارگر دارند، به زودی می ميرند. اين رفتار نشانه ی ديگري از افت ناگهاني جريان شهد است که رفتار غارت كلوني ها را نيز به دنبال خواهد داشت.

در این زمان مدیریت قاب های کندو هم بسیار مهم است، زیرا اگه میزان جا برای ذخیره عسل خیلی زیاد باشد به علت پراکندگی ذخیره عسل در کندو، عسل خوبی در برداشت پاییزه نخواهیم داشت.

شهریور ماه

 در این ماه رفتار نركشي پایان یافته امّا رفتار غارت ادامه دار. از اين ماه به تدريج جمعيّت ها کاهش می یابد و کندو ها ضعيف تر می شوند. آخرین فرصت برای تعویض ملکه های پیر و ضعیف در این ماه است . تعویض این ملکه ها به روش تابستانی و با استفاده از قفس بزرگتر انجام می شود . همچنین در این موقع باید دریچه های پرواز را تنگ کرد تا اگر هم دیگر را غارت کردند بتوانند از خود دفاع کنند.

در این ماه گرده گل بسیار در بیابان فقیر مشود و باید به کندوها کیک داد و هم چنین برای تقویت آنها باید شربت به آنها داد.

از این بعد کم کم کندو های بسیار عالی و مقاوم و مناسب برای انتخاب کلنی مادری انتخاب میشوند، زیرا کندو ها در این موقع سال کم کم روبه تضعیف و کم شدن عسل آنها میشود.

به علت کم شدن عسل آنها میزان نیش زدن آنها بیشتر میشود.

در بهار به علت وفور شهد و گرده،همه کندو ها از وضعیت مناسبی برخوردار اند و به علت پر بودن شکم زنبور، زیاد نیش نمیزند. برای همین از این ماه کلنی های مناسب انتخاب میشوند تا برای سال بعد برای تولید ملکه از آنها استفاده شود.

bee22

مهر ماه

از اول این ماه برداشت پاییزه آغاز میشود و باید از کندو ها عسلی که در تابستان جمع کرده اند را برداشت کنیم.

مسائل زمستان گذرانی شروع میشود و باید جا کافی برای تتخم ریزی ملکه محیا کنید.

پشتیبانی تخم ریزی ملکه برای تخم ریزی با دادن شربت و کیک باشید(در صورتی که شهد و گرده زیاد کم شود.)

برای ذخیره زمستانی حتماً کندو ها را تقویت کنید.

خیلی از افراد کندو ها را در اول این ماه به کنار مزارع کشاورزی میبرند، زیرا بیشترین منابع شهد و گرده در این ماه در مزارع کشاورزی است.

آبان ماه

کلنی ها در این ماه در مکان زمستانی خود مستقر میشوند.

در این ماه، ملکه تخم ریزی خود را قطع می کند. بنا بر اين بايد از بازديدهاي بي مورد به ويژه زماني كه درجه حرارت محيط زير 10 درجه و رفت و آمد زنبورها  قطع شده است، اجتناب  نمود.  براي اطلاع از وضعيت كلوني مي توان در یک روز آفتابی به کندو سر زد.

هر چهار الی شش هفته میتوانید درب کندو را باز کرده و ذخیره آنها توجه کنید و درصورت کمبود ذخیره از ذخیره های دستی مثل شکر آسیاب شده و کیک استفاده کنید(این نکته تا آخر زمستان ادامه دارد).

آذر ماه

   در این ماه بارندگی افزایش می یابد. مواظب آب گرفتگی مکان کندو ها و داخل آنها باشید.

میتوانید پایه پشتی کندو ها را یه ذره بلند تر کنید تا شیب دار باشید اگر آب وارد کندو شد، از طریق درچه پرواز خارج شود.

دی ماه

تقریبا در این فصل زنبوردار هیچ فعالیتی برای کندو ها انجام نمی دهد.

بهمن ماه

این ماه دما بیشتر شده و هم زمان با شکوفه های درخت بیدمشک(گلبیز) زنبوران هم از خواب زمستانی بیدار شده و شروع به تخم ریزی کم میکنند.

قانون چهل روزی از این زمان آغاز میشود. باید به کندو شربت داد تا برای بهار آماده فعالیت بشوند.

اسفند ماه

این فصل دما بالاتر میرود، زنبوران بیشتر عبور و خروج میکنند، تخم ریزی افزایش پیدا میکند.

زنبوردار باید خود را برای شروع فعالیت آغاز کند. در برابر بیماری هایی مثل کنه واروآ زنبوردار موازین پیشگیری را انجام میدهد.

خطر سمپاشی برای زنبور عسل

در رابطه با خطر سموم کشاورزی برای زنبورداری می توان محلهای انتخابی را به سه گروه تقسیم نمود :

الف – مناطق پر خطر : شامل تعداد زیادی مزرعه و باغ به اندازه های مختلف و بدون برنامه منظم سمپاشی .

ب- مناطق با خطر متوسط : شامل تعداد کم مزرعه و باغ با امکان شناسائی و کنترل انها .

ج- مناطق کم خطر : شامل دشتها و مراتع و جنگل ها با معدودی مزرعه و باغ فاقد برنامه سمپاشی .

سمپاشی در مناطق پر خطر ضمن آنکه بیشترین احتمال مسمومیت و لذا لزوم حداکثر اقدامات حفاظتی را ایجاب می نماید ، در صورت رعایت جوانب مختلف ، بالاترین عواید را (چه مستقیماً از زنبورداری و چه از طریق افزایش محصول و بهبود کیفیت آن) به همراه دارد .

 

تصویر زیر خطرات ناشی از سم پاشی را برای زنبورعسل ها نشان میدهد که باعث خسارت شده است

زنبور-عسل-های-مرده-در-اثر-سمپاشی

جلوگیری از غارت زنبورستان

پدیده غارت ذاتی بوده و زنبورها به منظور جمع اوری غذا اقدام به ان میكنند و هیچ گونه نظر سوء و قصد بدی ندارند.زیرا در ذات انها اعمال بد وجود ندارد.با این همه مساله غارت باعث انهدام كندوی غارت شده میشود و خسارت جدی به زنبوردار وارد میشود كه باید این مشاله را جدی گرفت و با اعمال روشها و تمهیداتی كه ذیلا توضیح داده می شوند از وقوع ان جلوگیری كرد.

غارت-زنبورستان

1-  همواره سعی شود كندوها در مناطقی كه از لحاظ شهد غنی است مستقر گردد.زیرا تا زمانی كه شهد گل در طبیعت به وفور یافت میشود زنبورها هوس غارت به سرشان نمی زند.

2-  زنبورها نباید بی غذا و گرسنه بمانند.باید در شرایط كمبود شهد و گرده در طبیعت با مواد جانشین شونده انها را تغذیه نمود.

3-   از ریخت و پاش ذرات موم عسل دار و قطرات عسل و شربت در اطراف كندوها به شدت پرهیز نمود.

4-   در هنگام عسل گیری كار با تعداد نفرات لازم انجام گیرد و فرصت شیوع غارت از زنبورها گرفته شود.

5-   كندوی ضعیف و نامرتب با ادغام و تقویت سروسامان داده شوند.

6-  كندوها را در فاصله یك متری از همدیگر قرار داده و از چیدن انها در كنار هم و با پروازهای تداخلی پرهیز شود ،زیرا این مسئله میتواند منشاء غارت باشد.

7-  در مواقع بازدید سعی گردد از شیوع غارت جلوگیری شود و اگر غارت شدت پیدا كرد باید بازدید را حتی الامكان متوقف ساخت.

8-  تغذیه با شربت قند در مواقعی كه غارت شدید است فقط در صبح زود و قبل از فعالیت زنبورها و یا نزدیك غروب و بعد از فعالیت زنبورها انجام گیرد و از دادن شربت قند در وسط روز اجتناب شود.

9-  دریچه ورودی كندوها را در مواقع غارت بسیار تنگ نموده و دریچه ها فقط برای عبور یكزنبور تنظیم شود.میتوان با قرار دادن چند شن درشت مسیر پرواز را به صورت تونل در اورده و برای عبور مستقیم زنبورهای غارتگر مانع ایجاد كرد.

10- فصل شدت غارت اوایل بهار و اواخر تابستان و پائیز است كه مصادف با ضعف كندوها و كمبود شهد در طبیعت است.

11- برای جلوگیری از غارت در هنگام بازدید كندوها استفاده از قفس ضد غارت راه حل مناسبی است.این قفس كه از توری پشه ای به ابعاد یك متر عرض و 5/1متر طول و ارتفاع 2متر بوده و از جنس سبك ساخته میشود قابل جابجایی بوده و این مكعب مستطیل از طرف پایین و بالا باز است و میتوان هنگام بازدید ان را بر روی كندو مستقر ساخت و در داخل ان بازدید از كندو را انجام داد.

12- از به كارگیری كندوهای درز و شكافدار و با دربهای منفذدار كه مجاری متعددی برای ورود زنبوران غارتگر دارند پرهیز شود.زیرا در چنین مواقعی زنبورهای غارتگر از این منافذ به كندو حمله كرده و به راحتی وارد ان میشوند.

تامین آب برای زنبور

عده ای از زنبور های چرا کننده مقداری آب در چینه دان خود به کندو حمل کرده و ذخیره می کنند . مصرف آب عمدتاَ برای رقیق کردن عسل به عنوان غذای لارو ها ، خنک کردن و مرطوب کردن کندو و تا حدودی برای مصرف خود زنبور ها جهت تعادل فیزیولوژکی بدن آنها می باشد .

زنبورعسل

بهترین روش تامین آب ، مستقر کردن کندو ها در فاصله نزدیک به آبهای جاری تمیز و آری از آلودگی های شیمیایی مثل دریاچه ، نهر ، جوی و چشمه و غیر می باشد . در صورتی که اینگونه منابع در دسترس نباشد می توان از یک تانک آب بدین ترتیب استفاده نمود که در زیر شیر خروجی آن تخته ای را به طوری مورب قرار داده و در پایین آن تشتکی را مستقر نمود که آب در آن جمع شده و سرریز گردد . ضمناَ بهتر است روی تخته را با کونی پوشاند و داخل تشتک نیز قطعات چوب یا شاخه درخت را قرار داد تا زنبور ها بتوانند روی آن نشسته و آب بنوشند . یا اینکه در زیر شیر تانکر که به صورت چکه کنان باز است . یه ظرف بزرگ قرار داده و درون آن سنگ ریزه ریخت .

را دیگر تامین آب کلنی ها استفاده از انواع شربت خوریها است که در آنها آب ریخته و در اختیار زنبورها قرار داده می شود. گرچه این کار وقت گیر و پر هزینه است ولی برای مواقع بحرانی بسیار مفید است .

نکته مهم : اگر زنبورستان شما در نزدیکی دریاچه ، نهر ، جوی و چشمه می باشد .باید محل ساحل ( برخورد آب با خشکی) آب افقی با موج کوتاه و کمی شن نرم داشته باشد .تا زنبور به راحتی بتواند آب خودش را تامین کند . اگر محل ساحل عمودی ویا آب با موج باشد . باعث افتادن زنبور در آب می گردد . چون زنبور نمی تواند به راحتی از آب بیرون بیاید بنا بر این تلف می گردد .

علامت گذاری ملکه زنبور عسل

علامت گذاری ملکه برای یافتن سریع ملکه در کندوچه جفت‌گیری و نیز برای مشخص شدن سن ملکه انجام می‌شود. گاهی از شماره‌گذاری برای مشخص شدن شجره ملکه استفاده می‌کنند.
کوتاه کردن بال ملکه، شیوه رایج علامت‌گذاری روی ملکه برای مشخص شدن سن آن است. علامت‌گذاری روی ملکه با رنگ یا لاک مخصوص انجام می‌شود. برای این کار معمولاً از رنگ‌هایی استفاده می‌شود که بی‌بو باشند، سریعاً خشک شوند و بادوام و پایدار باشند. از لاک ناخن یا رنگ بدنه اتومبیل نیز برای این کار استفاده می‌کنند.
معمولاً قسمت پشتی قفس سینه و گاهی روی شکم ملکه علامت گذاری می‌شود.

2imhxnyohy26zmpmnkm
گاهی نیز با استفاده از دیسک‌های شماره دار به رنگ‌های گوناگون سن ملکه زنبور عسل و شجره آن مشخص می‌گردد. این دیسک‌ها با چسب خاص در قسمت قفس سینه ملکه چسبانده می‌شود. دیسک‌ها محدب هستند و به آسانی روی قفسه سینه ملکه جاگذاری می‌شوند.

چطور زنبوردار شوم؟

چه کسانی می توانند زنبوردار شوند و چه کسانی نمی توانند زنبوردار شوند؟کسی که میخواهد زنبوردار شود باید ویژگی های زیر را داشته باشد.

1-به نیش زنبورعسل حساسیت نداشته باشد و اگر نیش خورد فرار نکند و امادگیشو داشته باشد تا روزی 100 تا نیش هم بخوره( نیش زنبورعسل خیلی مفید هست و زنبورداران کمتر از اقشار دیگر به بیماری های مفصلی و یا قلبی عروقی مبتلا می شوند)

2-زندگی در طبیعت را دوست داشته باشد

3- با دوری از خانواده هم مشکلی نداشته باشد.

4-بتواند داخل چادر بدون برق و یخچال و امکانات و… زندگی کند

5-بنیه جسمی خوبی داشته باشد

البته این شرایط برای کسی هست که تازه می خواهد زنبوردارشود و زنبورداران باسابقه معمولا کارگر و شاگرد دارند که این کارها را انجام میدهند.

مثل خیلی از کارهای دیگر معمولا برای اینکه زنبوردار موفقی بشوید باید چندسال شاگردی یک زنبوردار باتجربه رو بکنید تا با ظرایف کار آشنا شوید و معمولا کسانی که بدون کسب تجربه میخواهند زنبوردار بشوند شکست میخورند. پیشنهاد من به شما دوست عزیزی که می خواهید به زنبورداری به عنوان شغل نگاه کنید این است که باید در منطقه ای که هستید یک زنبوردار با تجربه را پیدا کنید و با ایشان صحبت کنید تا شما را به شاگردی قبول کند و حداقل یک سال در خدمتش باشید تا با فوت و فن کار آشنا شوید و آموزش تئوری به تنهایی فایده ای ندارد.

زنبورداری

معمولا همزمان با شاگردی کردن میتوانید بین 20 تا 40 عدد کندو داشته باشید و از درآمد آنها استفاده کنید. بعد از شاگردی کردن و یاد گرفتن کار میتوانید مستقل شوید و برای اینکار باید تعداد کندوها را حداقل به 100 عدد برسانید(می توانید کندو بخرید و یا تعدادی از کندوها را تکثیر کنید) تا برایتان شغل حساب شود. و  معمولا یک نفر نمیتواند از عهده بیشتر از 200 کندو بربیاد. و برای مدیریت تعداد بیشتر نیاز به کارگر و یا شاگرد دارید.

علاوه بر کندوها باید وسایل مورد نیاز زنبورداری هم تهیه کنید که شامل ( لباس-کلاه کش-اهرم-دودی-چادر-مومدوز-استراکتور و…) هست. قیمت کندو هم بسته به ضعیف یا قوی بودنش متغیر هست. سابقا برای شروع حرفه زنبورداری وام  می دادند اگر دنبال وام هستید می توانید با شرکت های تعاونی زنبورداری محل زندگیتان صحبت کنید البته من گرفتن وام را برای شروع کار توصیه نمی کنم. خیلی از زنبوردان وقتی از شاگردانشان راضی باشند به آنها کندو برای شروع کار می دهند و کمکشان می کنند.

در مورد جا و مکان هم زنبورداری که قصد تولید عسل طبیعی دارد نیاز به جا و مکان خاصی ندارد چون باید مرتبا کندوها را کوچ بدهد و برای کوچ دادن باید با صاحب باغ یا زمین و جهادکشاورزی شهرستان مقصد هماهنگ کنید.

اگر زنبوردار شدید عسل با کیفیت تولید کنید!

 سوالی دارید! در قسمت نظرات مطرح کنید.

وظایف زنبوردار در مرداد ماه

هر ماه کارهایی خاصی دارد که زنبوردار باید آنها را انجام دهد. در ادامه به توضیح کارهایی که زنبوردار باید در مرداد ماه انجام دهد می پردازیم.

اگر اردیبهشت و خرداد و تیر ماه زمانی است كه زنبور دار بیشترین محصول عسل سالیانه اش را برمی دارد. در مقابل مرداد ماه مهمترین ماه برای برنامه ریزی بخصوص تقویت جمعیت ها برای سال بعد می باشد. چه در همین ماه ستون های اصلی زنبور داری برای سال آینده پایه گذاری می گردد. از تخم هایی كه از مرداد ماه به بعد گذاشته می شوند زنبورهائی تولد خواهند یافت كه پاییز و زمستان و حتی مدت نسبتا كوتاهی از بهار زنده مانده و داخل كندو فعالیت های لازم را انجام خواهند داد. در اواخر زمستان تعداد زنبورهای جمعیت هر چه زیادتر باشد ملكه نیز تعداد بیشتری تخم خواهد گذاشت و در نتیجه جمعیت به سرعت قوی شده و حتی از شهد گل های درختان میوه یك محصول نسبتا جالب تحویل زنبور دار خواهد داد. بنابراین به نفع زنبور دار است كه در مرداد ماه جمعیت را تقویت و ملكه را تحریك به تخمگذاری هر چه بیشتر بنماید و این كار را اقلا تا دو ماه بعدش حتما ادامه دهد. با این حساب ملكه هر چه در این مدت بیشتر تخمگذاری نماید در اواخر زمستان و اوایل بهار تعداد زنبورهایش بیشتر و جمعیت ها قوی تر خواهند بود. كارهای لازمی كه در این ماه باید عملی گردد در صورت اجرا نشدن دیگر در بهار آینده جبرانش ممكن نیست.
بزرگترین وظیفه زنبور دار در این ماه مبارزه با كم شدن سریع فعالیت تخمگذاری روزانه ملكه است كه به دو عامل بستگی دارد:

1- طول روز: گواینكه ملكه داخل كندو و در تاریكی به سر می برد و معمولا شب و روز را نباید بتواند تشخیص دهد ولی عملا دیده می شود كه طول روز در تعداد تخمی كه وی روزانه می گذارد موثر است به طوریكه در بهار كه طول روز مرتب درازتر می گردد ملكه هم هر روز تعداد بیشتری تخم می گذارد تا روز پیش، از اواسط تیر ماه كه روزها مرتب كوتاه می شوند ملكه هم از تعداد تخمی كه می گذارد روزانه معمولا می كاهد. از آنجائی كه طویل و كوتاه كردن روزها از قدرت ما خارج است از این راه قادر نیستیم در جلوگیری از كم شدن تخمگذاری روزانه ملكه اثری بگذاریم، سعی می كنیم به كمك تغذیه كمبود ملكه را جبران كنیم.
2- تغذیه: تعداد تخمی كه ملكه می گذارد با مقدار غذایی كه روزانه به وسیله كارگران وارد كندو می گردد نیز بستگی مسقیم دارد. یعنی هر اندازه مقدار غذایی كه در روز وارد كندو می شود بیشتر باشد ملكه هم به همان نسبت روزانه بیشتر تخم می گذارد و هر چه روزانه كمتر غذا وارد كندو گردد از شدت تخمگذاریش می كاهد. مقدار غذا و نوع آن برخلاف عامل قبلی در اختیار ماست و به راحتی می توان نوعش را عوض و یا مقدارش را كم یا زیاد كرد. امروزه از زنبور داری از این عامل با هدف های مختلف بهره برداری می شود. با استفاده از همین عامل در مرداد ماه به تغذیه تحریكی جمعیت ها می پردازیم تا اگر چه نمی توان به كلی مانع كم شدن تخمگذاری ملكه شد ولی می توان این كاهش اجباری را به حداقل ممكنه تقلیل داد.
مقدار محصول عسلی را كه هریك از جمعیت های زنبورستان سالیانه به كندو می آورند با وجود مساوی بودن قدرت داخلی جمعیت ها و یكسان بودن شرایط طبیعی برای همه آنها، بعضی بیشتر و برخی كمتر است. با استفاده از شناسنامه جمعیت ها مقدار عسل همه كندوها را جمع و به تعداد كندوها تقسیم می كنند. عددی كه بدست می آید مقدار متوسط عسل زنبورستان است. جمعیت هایی كه كمتر از متوسط زنبورستان عسل داده اند باید هر چه زودتر ملكه اش را عوض كرد. چون كمی و زیادی محصول از خواص ارثی ملكه است كه آن را به بچه هایش كه كارگران باشند انتقال می دهد. اگر تهیه ملكه ممكن نبود آن را با یكی از بچه های مصنوعی و یا یك پس بچه می توان متحد كرد.
طبیعت را هم همین كار را به طرزی دیگر همیشه انجام داده و باز هم می دهد. در سال هائی كه شهد كم است یا بدلیل سرمای غیره منتظره و یا باران های زیاد زنبورها نتوانند و یا فرصت كافی برای جمع آوری شهد نداشته باشند تنها جمعیت های قوی و فعال قادر به جمع آوری شهد كافی برای ذخیره زمستانیشان خواهند بود. جمعیت های ضعیف و یا غیر فعال شهد كمتری به كندو می آورند كه حداكثر تا اواسط زمستان تمام می شود و زنبورهایش از گرسنگی میمیرند یعنی بطور طبیعی ضعیف ها حذف شده و تنها جمعیت های قوی زنده می مانند. بدین طریق ملاحظه می شود كه طبیعت خودش هم پرورش دهنده خوبی برای زنبور عسل است. زنبور دار هم باید همین كار طبیعت را با دقت تمام و در همه سال های زنبور داریش با استفاده از امكاناتی كه در اختیار دارد تقلید و تكرار نماید. چنین زنبور دار‌ی همیشه در كارهایش موفق خواهد بود.
یكی از كارهای خوبی كه زنبور دار می تواند بكند اینست كه در اردیبهشت و خرداد تعداد‌ی بچه مصنوعی بگیرد و در مرداد ماه برای متحد كردن با جمعیت های ضعیف از آنها استفاده نماید. تا جمعیت های تشكیل شده با داشتن ملكه های جوان و فعال، بتوانند بدون بیماری زمستان را گذرانده و در بهار آینده با تمام قدرت فعالیتهایش را آغاز نمایند.
نر كشی در جمعیت ها در این ماه و در خیلی از نقاط ایران حتی در تیر ماه شروع شده و به اتمام می رسد. پایان نركشی اعلام پایان سال برای زنبورها هم هست. از اول شهریور ماه تقریبا در تمام نقاط كشور ما زنبورها سال تازه شان را شروع می نمایند. جمعیت ها‌ی سالم پاییز و زمستان را بدون زنبورنر می گذرانند. وجود زنبور نر از مهر ماه به بعد در كندو علامت طبیعی نبودن وضع داخلی بویژه بی ملكه بودن جمعیت می تواند باشد.
تغذیه زمستانی را همین ماه فوری پس از برداشت عسل با تغذیه تحریكی می توان شروع كرد و اگر قبلا شروع شده ادامه داد. در مرداد ماه معمولا جمعیت قوی است ولی تقریبا همه زنبورهای آن در بهار و تابستان متولد شده اند و عمرشان به زودی پایان یافته حداكثر پس از چند هفته خواهند مرد. بنابراین چه بهتر كه كار تغذیه تحریكی و ذخیره كردن غذای زمستانی جمعیت را به عهده این زنبورها گذاشت تا زنبورهائی كه از این پس متولد می شوند و تمام پاییز و زمستان و حتی اوایل بهار زنده مانده و فعالیت خواهند كرد از این كار مشقت آورد معاف باشند و در نتیجه بتوانند مدت زیادتری زنده مانده و هم چنان كه بارها گفته شد از شكوفه های درختان میوه یك محصول جمع نمایند و حتی در فروردین ماه تحویل زنبور دار دهند.
در هر زنبورستانی همیشه تعدادی از جمعیت ها تغذیه ها را به راحتی قبول و تا صبح روز بعد ظرف غذا خوری را خالی می كنند. برخی دیگر برعكس با وجود كمبود عسل در كندوهایشان تغذیه را قبول ندارند و غذای داده شده در ظرف غذا خوریشان بی مصرف مدتها باقی می مانده و حتی پس از چند روز ترش هم می شود. اینها  برای زنبور دار مسئله ایجاد می نماید. چه اگر این جمعیت ها را به حال خودشان رها كند در زمستان از گرسنگی حتما تلف خواهند شد. باید موضوع را بدین طریق حل کنیم كه به جمعیت هایی كه غذا را خوب برمی دارند زیادتر و تا بالاترین حد ممكنه شربت دهیم و قاب های اضافه را كه پر می كنند بتدریج برداشته داخل جمعیت هایی كه شربت را برمی دارند آویزان نماییم و بدین طریق به قول خودم بین جمعیت ها تعادل غذایی ایجاد می كنم. غارت در این ماه و دو ماه آینده بدلیل كمبود شهد در طبیعت شدت می گیرد. توصیه آنست كه تغذیه ها تنها بعد از غروب آفتاب انجام گیرد به علاوه سر هیچ یك از كندوها به مدت زیاد برای بازدید باز گذاشته نشود و سوراخ پروازها تنگ شوند.
چكیده کارهای زنبور داری در ماه مرداد:

1- جمعیت باید به كمك شربت تغذیه تحریكی گردد. این شربت می تواند با آب و شكر و عسل، یا آب و شكر و یا آب و عسل به نسبت های مساوی تهیه گردد.
2- در تغذیه تحریكی و یا در تغذیه زمستانی به جمعیت هائی كه بیشتر شربت را برمی دارند زیاد شربت بدهید ولی بعدا تعادل ایجاد كنید.
3- مقدار متوسط سالیانه عسل كندوهایتان را از هم اكنون بطور تقریب می توانید حساب و ملكه های كندوهای كم محصول را عوض نمائید.
4- نركشی در خیلی از نقاط كشور اگر تاكنون شروع نشده باشد، در این ماه شروع و به انجام می رسد. پایان نركشی آغاز سال تازه برای زنبورها می باشد.
5- غارت می تواند به زنبورستان صدمه جدیدی بزند. بدلیل كمبود گل و شهد زنبورها آمادگی كامل برای غارت جمعیتهای ضعیف دارند. تنها منتظر یك بهانه تحریك كننده می باشند. از تمام عواملی كه غارت را در زنبورها تحریك می كنند پرهیز نمائید.

کارهایی که یک زنبوردار باید در تیرماه انجام دهد

کارهایی که یک زنبوردار باید در تیرماه انجام دهد ،‌ در ادامه به کارهایی که یک زنبوردار باید در تیر ماه انجام دهد می پردازیم.  در خیلی از كشورهای سرسبز جهان كه از باران كافی برخوردارند در ماه های خرداد و تیر حتی اغلب مرداد بیشترین مقدار عسل سالیانه از هر كندو برداشت می شود. كشور ما با وسعتی بیش از یک و نیم میلیون كندوی زنبور عسل در حال حاضر كه بطور متوسط یك كندو در هر كیلومتر مربع و یا هر 100 هكتار می شود می بایست معمولا بهشتی برای زنبور داری باشد. متاسفانه خشكی هوا و كمی فوق العاده باران و در نتیجه فقدان گیاهان وحشی و اهلی عسل خیز وضع را به طریقی تغییر داده كه عملا استعدادی مناسب با وسعتش برای زنبور داری نمی تواند از خود نشان دهد. در مقابل این ضعف دارای نكته جالبی هم می باشد كه آن عبارت از متفاوت بودن آب و هوا در منطق مختلف آن است. بدین طریق كه در تابستان هنگامی كه هوای آبادان و اهواز بیش از  45 درجه بالای صفر است در ارتفاعات متوسط ایران مركزی و یا در مناطق كوهستانی گیلان و مازندران گرمای هوا حدود 25 درجه را نشان می دهد. همین وضع برای زمستانش هم مثلا بین بوشهر و تبریز و یا بندرعباس و مشهد صادق است. بنابراین می توان معتقد شد كه در هر فصل از سال نقاطی در ایران وجود دارند كه برای زنبور داری مناسبند. با مهاجرت دادن كندوها به آن نقاط مدت و امكانات فعالیت زنبورها طویل تر و بهتر شده و قادر به جمع آوری عسل زیادتری می گردند. هرگاه امكان مهاجرت دوم و سومی هم وجود داشته باشد باز سطح محصول عسل سالیانه زنبورستان بالاتر می رود. ولی این را هم باید فورا اضافه كرد كه این نقاط را باید قبلا شناخت و به طور تقریب دانست كه در چه تاریخ چه گلی در كجا باز شده و شهد می دهد و به همان جا مهاجرت كرد. این مهاجرت ها باید تنها به نقاطی انجام گیرد كه از لحاظ گیاه یا گیاهان عسلخیز غنی باشند وگرنه خوش آب و هوا بودن منطقه كافی نیست و مسئله ای برای زنبورها و زنبور داران حل نمی كند.
اوایل تیر ماه وقت مهاجرت دادن كندوهاست. در خیلی از مناطق كشور فصل گل گیاهان عسلخیز در این ماه و اغلب حتی اوایل تا اواسط خرداد ماه پایان یافته است و هرگاه بخواهیم محصول عسل جالبی برداریم باید حتما كندوها را به نقاط كوهستانی كه گل های فراوان داشته باشند مهاجرت داد. این مهاجرت و یا مهاجرت ها با وجود همه مزاحمت هائی كه ایجاد می كند در شرایط كشور مناطق سرسبز استان های شمالی ایران از طرفی غیر قابل احتراز بوده و از طرف دیگر از نظر اقتصادی حتما لازمند و مسلم اینكه به نفعش می ارزند.
گیاهانی كه در تیر و مرداد می توانند بیشترین عسل را در ایران بدهند آویشن و اسپرس می باشند. آویشن در مناطق مرتفع یعنی ارتفاعات بیش از 2000 متر به صورت بوته و به حالت وحشی و خود رو دیده می شود. اسپرس را كه گیاهی علوفه ایست در مناطقی‍ كه آب كافی وجود داشته باشد و معمولا در ارتفاعات حدود 1000 متر می كارند. اگر كندو در یك نقطه در تمام سال باقی مانده و مهاجرت داده نشود در صورت مساعد بودن منطقه از آن سالیانه بیش از 7 الی 8 كیلو عسل انتظار نباید داشت و حال آنكه همین كندو را اگر سالیانه چند بار به نقاط پر گل مهاجرت دهند می تواند 50 كیلو و حتی بیشتر عسل بدهد. هر زنبورستان باید اقلا یك قپان در اختیار داشته باشد و آن را زیر قویترین كندو بگذارند. تغییرات وزن همین یك كندو را زنبور دار در یك دفترچه و یا كاغذ یاداشت و با روزهای پیش مقایسه نماید. بدین وسیله در جریان فعالیت روزانه همه جمعیت های زنبورستانش كم و بیش قرار می گیرد و بهتر می تواند تشخیص دهد كه آیا زنبورها روزانه عسل می آورند یا نه. چیز مهمتر آنكه زنبور دار به كمك قپان زمان ختم شهد آوری جمعیت ها در یك منطقه را بهتر تشخیص می دهد و كندوها را به موقع به مناطق دیگری كه شهد دهی گل هایشان تازه شروع شده و یا به زودی شروع خواهد شد انتقال می دهد و در نتیجه زنبورها را در منطقه ای كه شهدش تمام شده سرگردان و بیكار نمی گذارد تا به فكر بچه دادن بیفتند و دیگر عسلی به كندویشان نیاورند. یادداشت هایی را كه در آنها وزن ها را نوشته نباید پس از پایان شهد دهی گیاهان دور انداخت بلكه آنها را نگهداشته و با یاداشت هایی كه در سال های بعد و بعدتر تهیه می نماید مقایسه نموده تا هم وضع منطقه از لحاظ عسلدهی برای زنبور دار روشن گردد و هم از آنها در تنظیم یك تقویم مهاجرت خصوصی سالیانه استفاده كند.
اگر وزن یك كندو كمی بعد از غروب آفتاب را با وزن همان كندو در صبح زود روز بعد مقایسه شود همیشه مقداری كمبود وزن در صبح روز بعد مشاهده می گردد. این موضوع نباید زنبور دار را ناراحت كند و یا وی را به تعجب وا دارد. دلیلش این است كه زنبورها شهدهائی را كه در روز با خود از خارج می آورند تقریبا به همان صورت خام در داخل سلولها می گذارند و شب ها را نمی توانند به خارج از كندو پرواز كنند و بیكارند شهدها را از داخل سلول ها مكیده رویشان كار كرده و غلیظ می نمایند تا تبدیل به عسل شود. برای اینكه شهد را غلیظ كنند مقداری از آبش را جذب بدنشان نموده و مقدار دیگری را به صورت بخار در می آورند. بخار حاصله را از راه سوراخ پرواز به خارج می فرستند كه در نتیجه آن وزن كندو صبح روز بعد كم می گردد.
با پایان یافتن تیر ماه سال زنبورها نیز كم كم به انتهایش نزدیك می شود. گو اینكه زنبورها هنوز هم عسل به كندو می آورند ولی مقدارش از ماه های پیش معمولا خیلی كمتر است. در نتیجه ملكه هم باید مرتب روزانه تعداد كمتری تخم بگذارد. ادامه این وضع محصول عسل در سال بعد را به خطر می اندازد. چه زنبورهایی كه از مرداد و شهریور و مهر متولد می شوند جمعیت های زمستانی و اوایل بهار سال بعد را تشكیل می دهند. اگر ملكه در این ماه ها كم تخم بگذارد جمعیت آن در زمستان و اوایل بهار سال آینده ضعیف مانده و قادر به جمع آوری شهد از گل های درختان میوه نخواهند شد. از همین حالا زنبور دار باید به فكر زنبورهایش بوده و از همه عواملی كه در قوی ماندن جمعیت هایش موثرند استفاده كند. اگر در طبیعت شهد نباشد روزانه مقداری شربت و یا بهتر عسل مخلوط با آب در اختیار زنبورها قرار دهد تا ملكه گول خورده و به خیال اینكه شهد از خارج وارد كندو می شود از تعداد تخم های روزانه اش نكاهد. به علاوه تغذیه تقویتی و به دنبالش تغذیه زمستانی را بعد از برداشت آخرین محصول عسل فوری شروع كند و بدون وقفه ادامه داده و به پایان برساند.

چند نمونه از کارهای زنبور داری در ماه تیر:

1- اگر در خرداد ماه جمعیت ها را مهاجرت نداده اید، در تیر ماه این كار را انجام دهید. در صورت امكان 3 یا  4 بار و حتی بیشتر كندوها را مهاجرت دهید.
2- هرگاه یكی از كندوها را در محل اصلیش روی قپان گذاشته و هر روز تغییرات وزن جمعیت را دقیقا كنترل نمائید، قادر خواهید شد كه از زمان شروع و پایان شهد دهی گل ها و منطقه بهتر آگاه شوید و درباره زمان مهاجرت دادن كندوها صحیح تر تصمیم بگیرید.
3- با استفاده از یادداشت هائی كه در مدت 3 تا 5 سال از زمان شروع و ختم شهددهی هر یك از مناطق تهیه نموده اید می توانید یك تقویم زنبور داری ترتیب داده و همه ساله از آن درباره زمان مهاجرت دادن جمعیت ها بهره برداری نمائید.
4- با پایان یافتن تیر ماه معمولا سال زنبورها نیز به پایانش نزدیك می شود. باید به جمعیت ها در صورت لزوم با تغذیه مصنوعی كمك كرد تا قوی و با تعداد هر چه بیشتر از زنبورها باقی بمانند.
منبع : کتاب زنبور عسل و پرورش آن از دکتر شهرستانی, پدر زنبور داری ایران

چه نکاتی در تكثير مصنوعی زنبور عسل اهمیت دارد

چه نکاتی در تكثير مصنوعی زنبور عسل اهمیت دارد

چه نکاتی در تكثير مصنوعی زنبور عسل اهمیت دارد:

1-  در فصل پرورش ملكه (يعني فصل نرها)بايد اقدام به گرفتن بچه مصنوعي كرد و در غير فصل نرها از ملكه بارور و اماده استفاده كرد.

2-  در صورتي كه ملكه بارور و يا ملكه موجود نباشد قبلا سلول ملكه پرورش داده شود(با يتيم كردن كندويي با صفات مطلوب و تهيه شاخون)تا بچه كندومدت كمتري فاقد ملكه باشد.

3-   هميشه از كندوهاي قوي بچه مصنوعي گرفته شود.

4-   اگر ملكه بارور موجود باشد بلافاصله به بچه كندو معرفي شود.

5-   چنانچه ملكه باكره وجود دارد لازم است بعد از مدت 5روز و بعد ازخراب كردن سلول ملكه معرفي شود.

6-   در صورت وجود سلول ملكه بعد از24ساعت به بچه كندو داده شود.

7-  از كندوهاي قوي كه در ان به اندازه كافي زنبوران جوان وجود دارند براي گرفتن بچه مصنوعي استفاده كرد.

8-  چون زنبوردار بر خلاف بچه كندو طبيعي بدون قصد قبلي به كندوي جديد هدايت مي شوند فاقد ذخيره غذايي و ثانيا بر خلاف بچه كندوي طبيعي تيپهاي مختلف زنبوران براي كارهاي گوناگون تخصص يافته اند(شان سازي،اوردن شهد و گرده)همراه ندارند بنابر اين به كندو شربت به نسبت يك به يك داده و همچنان يك شان حاوي گرده و يك پوكه در كنار كادر اخر قرار داد.

9-  مساله مهم در افزايش جمعيت كندو حفظ درجه حرارت و رطوبت داخل كندو است.با توجه به اينكه تعداد شانهاي بچه كندو كم و بقيه داخل كندو خالي است و زنبوران جوان بيشتر انرژي و مواد غذايي صرف گرم كردن فضاي داخل كندو مي كنند.به همين جهت بايد فضاي داخل كندو را از وسط نسبت به شانهاي موجود كوچك كرد و اين كار به وسيله قرار دادن نئوپان يا فيبر انجام مي گيرد و با افزايش جمعيت فضاي داخل كندو را زياد كرده و پوكه يا صفحه موم اجدار به ان اضافه مي شود.سوراخ پرواز نيز به اندازه يك الي دو سانتيمتر باز نگه داشته مي شود.در صورت كمبود شهد و گرده در طبيعت براي جلوگيري از غارت بچه كندو را به محل امن تري دورتر از زنبورستان انتقال مي دهيم و در سايه به طوري كه سوراخ پرواز ان خلاف جهت باد واقع شود،قرار گيرد.

کاربرد پریسموس دستی در زنبورداری

کاربرد پریسموس دستی در زنبورداری

کاربرد پریسموس دستی در زنبورداری ، پریسموس دستي، نوعي چراغ نفتي تلمبه اي است كه تحت فشار هوا ذرات نفت را به صورت پودر قابل اشتعال پخش ميكند.از پريموس براي ضد عفوني كردن ابزار زنبورداري مانند كندو،طبقه،قابها و ساير ابزار و ديوار هاي انباري استفاده ميشود.ضمنا ان را جهت گرم كردن اب و جوشاندن ان و تهيه شربت شكر براي تغذيه زنبورعسل به كار ميبرند.شايان ذكر است كه انواع شعله افكن هاي گازي و نفتي و چراغ گازي پايه دار بزرگ و كوچكنيز وجود دارند كه براي اهداف بالا به كار مي روند.

زنبورداری ، کاری سخت و زیان آور

زنبورداری، کاری سخت و زیان آور

پرسش اصلی این است که زنبورداری چگونه شغلی است؟ اطلاعات مردم از زنبورداری آنچنان که باید و شاید نیست. این جمله، فصل مشترک بسیاری از زنبورداران است، اما مهدی علی بیگی و همکارانش که سال هاست کار زنبورداری را به صورت شراکتی انجام می دهند، معتقد است: مسئولان و تصمیم گیرندگان امور هم از زنبورداری و اهمیت آن خبر ندارند که اگر خبر داشتند به قابلیت های این شغل خوب و البته پرخطر و جذاب اجازه بروز بیشتری می دادند.
به گفته او، زنبورداری کاری سخت و طاقت فرساست که بی توجهی به آن مشکلاتش را چند برابر کرده است.
او می گوید: اگر زنبورداران واقعی حمایت شوند، می توانند در تولید عسل طبیعی و مناسب و گسترش فرهنگ استفاده از آن بسیار موثر باشند، اما متاسفانه این کار انجام نمی شود و ما اکنون شاهد وجود عسل های تولید شده غیرطبیعی در بازار هستیم که هم کام مردم را تلخ می کند و هم انگیزه ما را می گیرد. چراکه برای تولید عسل خوب و مرغوب باید کلی دوندگی کرد. باید مدام کندوها را جابه جا کرد و آنها را کوچاند. در دل طبیعت جاگرفت و حتی در مناطق بکر طبیعی بی برق و آب زندگی کرد. خوب است بدانیم که یک زنبوردار واقعی برای به دست آوردن بهترین و بیشترین عسل ها باید در سال بین چهار تا هشت بار کوچ کند و این مسأله علاوه بر توان مالی، نیازمند طاقت و تلاش فراوان است.