English

اطلاعیه های اخیر :

عسل مهرنوش سهامی خاص

با حمد و سپاس فراوان به درگاه خداوند متعال شرکت عسل باران باغرو در سال ۱۳۹۰ با مدیریت سید فردین صفوی که خود از زنبورداران و فروشندگان عسل در استان اردبیل می باشند تاسیس شد. در ابتدای سیاست کاری ما در جهت تامین نیاز کارخانه های تولیدی و بسته بندی عسل کشور بود که به صورت عمده توانستیم با برند های مطرح کشور همکاری داشته باشیم

نام شرکت : عسل باران باغرو شماره ثبت : ۹۹۲۲
مطالب دسته بندی "آموزش زنبورداری"

اكستراكتور عسل

مواردي كه در جلوگيري از تخريب شانها به هنگام استخراج عسل بايد دقت كرد:

1- چون دهانه سلولها نسبت به ديواره صفحه موم اجدار ما بين مابين سلولها داراي زاويه هستند و جهت زاويه دهانه سلولها به طرف چوب فوقاني شان مي باشد بايد شان را طوري در دستگاه قرار دهيم كه چوب فوقاني ان در جهت حركت دستگاه قرار بگيرد و براي تخليه عسل طرف ديگر شان با رعايت نكته فوق شان را به طرف ديگر را نيز تخليه كنيم.

53ar986diwb2nwnih0d

2- به هنگام قرار دادن شانها در دستگاه سعي شود كه شانهاي هم وزن را روبروي هم قرار داده و سرعت حركت دستگاه به مرور زياد شود و پس از تخليه شدن قسمتي از عسل شانها بر سرعت ان افزوده شود كه اين عمل نيز در سالم ماندن شانها موثر است.

we2ngbss70i0u51slrk

دستور العمل فنی زنبورداری

1- انتخاب واحد: الف) سايت يا محلي انتخاب گردد كه داراي سابقه پرورش زنبور عسل باشد. ب) در سايب مورد نظر حد اقل 100 (يكصد) كلني زنبور عسل موجود باشد.(كندو هاي بومي كه تبديل به مدرن شده باشد. قابل قبول است) ج) افراد انتخاب شده بايد دوره هاي مقدماتي زنبور داري را گذرانده و با سواد باشند. د) افراد زنبوردار داري لباس و تجهيزات لازم جهت كار در زنبورستان باشند.(لباس سفيد، كلاه، دستكش، دودي، اهرم و …)

2- مديريت پرورش: الف) استفاده از كندو هائي كه استاندارد بوده و از نظر ظاهر سالم،محكم، بدون درز، داراي پايه مناسب و ارتفاع از زمين،، درب داراي روپوش فلزي، قابها سالم و تميزو قابل جا بجايي و … و از نظر جمعيت كلني در شرايط خوب باشد. ب) هر كندو داراي شناسنامه و دفترچه اي جداگانه جهت درج اطلاعات مربوط به آن باشد. ج) استفاده از ملكه هاي انتخاب شده و جوان با استفاده از روش هاي معرفي ملكه به كندو (بويژه براي جلو گيري از توليد بچه كندو و چون ملكه جوان تمايل به بچه دادن ندارد و تخم ريزي خوبي دارد بنابراين جمعيت قوي خواهد ماند). د) با روشهاي مختلف مثل حبس ملكه خروج قابهاي حاوي نوزاد و انتقال به كندوهاي ضعيف، خراب كردن سلولهاي ملكه در فصل بچه دهي و يا در صورت زياد بودن جمعيت قرار دادن شبكه مانع ملكه بين بدنه و طبقه با اضافه نمودن يك طبق به آن مي توان ازتوليد بچه كندو جلوگيري كرد. د) از اوايل بهار تا اواسط پائيز امكان ادغام وجود دارد.با اين روش مي توان از نابودي كلني هاي ضعيف جلو گيري كرد و با داشتن جمعيت هاي نسبتاً يكسان صفت غارتگري بروز نخواهد كرد.

3- مديريت تغذيه: الف) استفاده از تغذيه كمكي = در اوايل بهار قبل از وجود شهد در طبيعت كلني هايي كه غذاي ذخيره زمستاني آنها كم و در حال تمام شدن مي باشد بايد با شربت آب و شكر به نسبت (1 به 1) تغذيه شوند و در اواخر فصل برداشت يعني اوايل پائيز كه مقدار شهد در طبيعت كم مي شود در صورتيكه غذاي ذخيره كافي در كندو نباشد شربت آب و شكر به نسبت (1 به 2) استفاده مي گردد و در همين زمانهاي علاوه بر تغذيه شكر و آب از كيك جانشين گرده نيز استفاده مي گردد. (اواسط شهريور تا اواسط مهر و نيمه دوم بهمن تا پايان اسفند) ب) ذخيره زمستاني= بر آورد صحيح از ميزان عسل باقي مانده در كندو و جهت زمستان گذراني با توجه به جمعيت آن براي يك كلني حدود 15 -12 كيلو گرم عسل و دو قاب گرده گل لازم است و براي كلني هائي كه دو طبقه دانرد 20 كيلو گرم عسل و 3 قاب گرده مورد نياز است. ج) استفاده از منابع شهد و گرده موجود در منطقه = استفاده از باغات مزارع، دامنه كوه ها و كوچ به ارتفاعات با توجه به زمان دوره گلدهي گياهان مورد استفاده زنبور عسل در منطقه.
د) استفاده از منابع آب سالم و بهداشتي و در دسترس (استفاده از آبشخور) در هر زنبور ستان

4- مديريت بهداشت و درمان: الف) مبارزه با آفات و شكارچيان= كنه و اروا ، پروانه موم خوار، زنبوران زرد و قرمز ( مبارزه با استفاده ار تله). مورچه ( مبارزه با استفاده از قراردادن كندو روي پايه)، سبز قبا( مبارزهاز طريق از بين بردن آن در لانة پرنده هنگام شب). كنه واروا= بيشترين خسارت كنه واروا به لاروهاي مسن زنبورعسل بخصوص لاروهاي نر مي باشد و زنبوران كامل نقش ميزبان واسط و حمل كننده كنه ها را دارند. تخم گذاري كنه ماده در اوايل پرورش نوزادان كمتر و اواخر تابستان به حد اكثر مي رسد. تشخيص كنه بايد در ابتداي دوره آلودگي انجام شود كنه داراي چهار جفت پا است و نبايد با شپش كه شش پا دارد اشتباه شود. كنه بر روي شفيره هاي 13 روزة كارگر و 16 روزه نر ها مشاهده مي شود و لكه هاي سفيد زنگ بر ديواره هاي سلول هاي خالي لارو و شفيره دليل وجود كنه واروا است. مبارزه هنگام غروب يا صبح زود و در پائيز يا اوايل بهار انجام مي شود (زماني كه تخم ريزي ملكه به حداقل يا صفر) مي رسد. مي توان قبل از مبارزه خروج لاروهاي سر بسته بخصوص لاروهاي نر در كناره ها را انجام داد. نوار فولبكس به مقدار 2 تا 3 نوار در هر كلني و 3 تا 4 بار به فاصله يك هفته در بهار توصيه مي شود (قبل از جريان شهد در طبيعت بايد مبارزه عليه كنه واروا قطع شود.

پروانه موم خوار در مناطق گرمسيري خسارت بيشتر وارد مي كند براي رشد لاروهاي آن دماي بالا تر از 30 درجه لازم است و قاب هاي كهنه و تيره را ترجيح مي دهد. پروانه موم خوار قسمت وسط شان ها را هدف قرارداده و با تنيدن تونل هاي ابريشمي و مدفوع سياه رنگ خسارت وارد كرده و ظاهر بدي ايجاد مي كند. به طور كلي پروانه موم خوار از روشنايي، هواي تازه و سرما و نيز مركب چاپ روزنامه گريزان است. در انبار استفاده از ورقه هاي روزنامه بين طبقه ها و ياپيچيدن پوكه ها با روزنامه مؤثر است مي توان پوكه هاي آلوده را در كندو هاي قوي قرارداد و خود زنبور عسل آنها را پاك سازي مي كند. استفاده از فريزر براي قاب هاي آلوده مؤثر است. سوزاندن گوگرد و توليد گاز so2 پروانه موم خوار را از بين مي برد و چون قادر به از بين بردن تخم پروانه نيست بايد 15 روز بعد تكرار گردد.
ب)پيشگيري و مبارزه با بيماريها = نوزما، لوك امريكايي، لوك اروپايي نوزما= ويژه زنبوران بالغ بوده و بيشتر در كلني هايي كه جمعيت آنها كم است(كلني هاي ضعيف كه علت ضعيفي مي تواند كمبود عسل ذخيره زمستاني، طولاني بودن زمستان و يا پيري ملكه باشد) بيماري علائم خارجي ندارد و بايد مدفوع يا محتويات بدن زنبور عسل مورد آزمايش قرارگيرد و حالت اسهالي در مدفوع مشاهده مي شود و زنبور هاي بالغ به صورت فلج در جلو درب كندو روي زمين مي خزند و توان پرواز ندارند. پيشگيري با استفاده از فوماژيلين و مديريت جلو گيري از ضعيف شدن كلني مي باشد و درمان با ضد عفوني كردن كندو ها و وسايل آلوده با سموم گازي مثل اسيد استيك است. لوك آمريكايي= وجود بيماري فصل مشخصي ندارد و هر موقع از سال كه لارو در كندو باشد مي تواند به وجود آيد براي درمان بايد تمام كندو و شان ها و عسل و… را همراه جمعيت آن سوزانيده و معدوم نمود و گاهي بدنه و درب كندو را نگه داشته و ضد عفوني با شعله افكن قابل استفاده است. و براي پيشگيري در دو نوبت اوايل بهار و پائيز قبل از زمستان گذراني از داروي آنتي بيوتيك از جمله اكسي تتراسايكلين به صورت محلول در شربت با استفاده از ظروف شربت خوري استفاده كرد. لوك اروپايي= بر خلاف لوك آمريكايي در فصل معين يعني اواخر فصل زمستان گذراني و اوايل بهار ظاهر مي شود و با جريان شهد در طبيعت به تدريج كاهش مي يابد و در جهان نسبت به لوك امريكايي از اهميت كمتري برخوردار است. و سبب مرگ و مير لاروهاي جوان مي شود سر پوش سلولها فرو رفته و مرطوب و سوراخي در وسط سر پوش مشاهده مي شود. مصرف ترامايسين به همان صورت در مورد لوك آمريكايي در پائيز و اوايل بهار مي باشد در هر حال بايد در فصل جريان شهد از مصرف دارو جلو گيري شود چون بقاياي آن در عسل مانده و براي مصرف كننده مضر است.

5- مديريت توليد: الف)شكل ظاهري عسل مناسب باشد= وجود ناخالصيهاي مختلف از جمله گرده گل، موم قطعات بدن زنبور و حباب هاي هوا در عسل موجب كاهش مرغوبيت عسل مي شود. چون ذرات موم و حباب هوا و ساير ذرات خارجي موجود در عسل سبكتر از عسل بوده و درصورتكه عسل براي مدت چند روز در تانكر هائي كه شير هاي تخليه در انتهاي آن وجود دارد قرار گيرد تمام ناخالصيها به سطح فوقاني آمده و از طريق شير انتهايي عسل عاري از ناخالصي بسته بندي مي شود بهتر است بلافاصله پس از استخراج عسل از شان ساير عمليات بسته بندي انجام شود چون عسل هنوز مايع و گرم است. براي جلو گيري از آن بايد محل پرورش نوزادان از محل ذخيره عسل جدا باشد با استفاده از شبكه ملكه بين بدنه و طبقه اول و نيز استفاده از شانهائي كه صرفاً در آنها عسل ذخيره مي شوند براي ذخيره عسل به محض شروع شدن جريان شهد در طبعيت زنبورها شروع به ترشح موم سفيد رنگ و تازه مي كنند كه آثار آن بر روي قابهاي حاوي نوزادان مشاهده مي شود و در اين زمان بايد طبقات ذخيره عسل بلافاصله روي كندو ها مستقر گردند. به اين ترتيب محل ذخيره عسل از محل ملكه و پرورش نوزادان جدا مي شود با استفاده از شبكه ملكه . البته استفاده از نيم طبقه بر روي شبكه ملكه براي ذخيره عسل بهتر است. ب) زمان مناسب برداشت عسل= زنبور ها سطح سلولهاي محتوي عسل را با لايه نازكي از موم مي پوشانند. اينگونه عسل را در اصطلاح عسل رسيده و قابل برداشت مي گويند. لذا موقع مناسب برداشت موقعي است كه بشتر شانهاي محتوي عسل كاملاً در پوشيده شده باشد. در صورتيكه قبل از اين مرحله برداشت صورت گيرد رطوبت عسل بالا بوده (بيشتر از 19 درصد) وموجب تخمير و ترش شدن عسل مي شود. برداشت بايد چند روز قبل از اتمام جريان شهد يعني زمانيكه زنبور ها سرگرم آوردن شهد هستند صورت گيرد. ذخيره زمستاني بستگي به جمعيت كلني از (20-10) كيلو لازم است.
برداشت بايد پس از پولك تراشي و برداشتن سلولها حتماً با دستگاه اكتراكتور انجام شود. در مراحل مختلف برداشت عسل استفاده از حرارت سبب تغيير رنگ عسل (تيره شدن رنگ آن) شده و موجب كاهش كيفيت عسل مي شود و در هر حال بايد از حرارت دادن حتي كمتر از 43 درجه پرهيز نمود.

آشنایی با دماهای حساس زنبور عسل

آشنایی با دما های حساس زنبور عسل قبل از آغاز بحث زمستان گذرانی باید ابتدا با خصوصیات دمایی زنبور عسل آشنا شد . 1 – احساس تغییر درجه حرارت : بدن انسان در مقایسه با زنبور عسل 10 برابر کمتر احساس تغییر درجه حرارت می کند . بطوری که اگر یک انسان سالم را در یک اتاق در بسته قرار دهیم و هوای اتاق را به آرامی گرم یا سرد کنیم . او تا وقتی که این تغییر کمتر از دو درجه سانتیگراد است متوجه تغییر نمی شود ولی این دما در زنبور عسل 2 / 0 درجه می باشد . 2 – درجه حرارت داخل کندو 35 درجه سانتیگراد می باشد . این دما برای رشد نوزادان ، تبخیر آب عسل و فعالیت های بدنی خود زنبور عسل ایده آل می باشد.در این دما زنبور ها نه احتیاج به سوخت عسل برای گرم کردن کندو و نه محتاج آوردن آب برای خنک کردن کندو دارند . و یا به عبارت دیگر اگر دما کمتر از این باشد زنبور ها با مصرف عسل و اصطکاک بدن هایشان با یکدیگر و تولید گرما سعی در رساندن دما به این درجه دارند و در صورت گرم بودن هوا با آوردن آب و اسپری کردن در کندو و بال زندن دما را تا این درجه خنک کنند . این درجه حرارت بهترین دما برای رشد نوزدادن است . در حرارت های کمتر رشد لارو ها بکندی انجام میگیرد . در صورت زیاد بودن حرارت نه تنها لارو ها خفه می شوند . بلکه با نزدیک شدن به درجه حرارت نزدیک ذوب شدن موم (70 درجه سانتیگراد ) ساختمان شش ضلعی مومی شان ها نرم شده و در صورت سنگین بودن ( پر عسل ، گرده و یا حاوی شفیره ) احتمال از هم پاشیدگی و ریزش هم وجود دارد. البته در زمستان دمای داخل کندو گاه به صفر درجه و یا کمتر هم می رسد . اما به دلیل به خوشه رفتن زنبور ها این سرما باعث مرگ زنبور ها نمی شود . اما در صورتی که زنبور عسل به تنهایی در این درجه قرار گیرد بال ها و پاهایش فلج می شود . اگر بعد از مدت کوتاهی دوباره زنبور را در هوای بالا 8 +درجه قرار دهیم زنبور دوباره قادر به ادامه زندگی می باشد . اما اگر زنبور مدت زمان زیادی در این حالت فلجی باقی بماند مرگش حتمی است . 3 – در درجه حرارت های کمتر از 8 +درجه سانتیگراد و بیشتر از +49 درجه سانتیگراد ماهیچه های بال های زنبور عسل دچار فلجی شده و توان پرواز ندارد . به همین دلیل زنبور قادر به پرواز نیست .ولی توان راه رفتن هنوز دارد 4 – هر گاه درجه حرارت داخل کندو کمتر از 8 +درجه برسد زنبور به خوشه می رود .( بنا به گفته دکتر شهرستانی) البته در برخی نژاد ها در دمای صفر درجه زنبور های کلنی به خوشه می روند . 5 – زنبور های عسل تا 30 درجه زیر صفر هم می تواند به راحتی زمستان گذرانی کنند ( در صورت وجود عسل و جمعیت مناسب) 6 – در صورتی که درجه حرارت داخل کندو به 45 درجه برسد لارو ها و شفیره ها خود را از داخل حجره ها به بیرون انداخته و تلف می شوند . و اگر حرارت داخل کندو به 50 درجه برسد زنبور های داخل کندو هم تلف می شوند .
zanboor-asal07
نکته 1: این حساسیت های دمایی در نژاد های مختلف کمی فرق می کند . بطوری که زنبور های بومی مناطق گرم سیری به حرارت های بالا مقاومتر و در برابر سرما حساستر هستند و بلعکس زنبور های بومی مناطق سرد سیری به دما های پایین مقاوم تر و نسبت به دماهای بالاتر حساستر هستند. نکته 2: زنبورعسل فقط در حال پرواز و بیرون از کندو مدفوع خود را دفع می کند در زمستان وقتی دمای هوا کمتر از 8 +درجه باشد دیگر توان پرواز و بطبع توان دفع مدفوع ندارد در این شرایط مدفوع داخل بدن زنبور ذخیره شده و در حالت فشرده ( بدون ایجاد مشکل برای زنبور) تا مدت زیادی باقی می ماند و در روز هایی که گرمای هوا از 8+ درجه بالاتر رفت ، زنبور های کارگر از کندو بیرون آمده و در حال پرواز دفع مدفوع کرده و فوری به کندو بر می گردند . البته زنبور دار ها نباید در زمستان درچه پرواز را ببندند . چون این انباشتگی مدفوع در داخل بدن زنبور اگر زیاد شود باعث بوجود آمدن مشکلاتی برای زنبور شده و یا دفع مدفوع در داخل کندو و رشد میکروب ها و ویرس ها شده و . . . . نکته 3 : هنگامی که در اوایل بهار گرما به 14 درجه رسید زنبور ها کندو ها را رها کرده و به جستجوی گرده و شهد می پردازند . در چنین حرارتی هنگام ظهر می توان کندو ها را خیلی سریع کنترل کوتاهی کرد. نکته 4 : زمانی که گرمای هوا به 8 +درجه و کمتر نزول و یا از 37 درجه بالاتر رود زنبور دیگر کار نمی کند . بهترین دما برای فعالیت زنبور عسل بین 20 تا 25 درجه سانتیگراد بالای صفر است .

راه و روش جلوگیری از بچه دادن زنبور عسل

ازدیاد وسیله ای برای ادامه بقاء نسل هر موجود زنده از جمله زنبور عسل است که ادامه حیات نسلهای وی را تضمین می کند. هدف ما در اینجا تنها جلوگیری از ازدیاد بیش از حد لزوم و بی موقع جمعیت ها است چه اغلب اتفاق می افتد که در وسط گل و شکوفه درختان یعنی درست همان زمانی که زنبورها باید با حرص و ولع به جمع آوری شهد و تبدیلشان به عسل باشند بچه می دهند. این باعث تقسیم یک جمعیت قوی به دو جمعیت متوسط و یا اغلب حتی به دو جمعیت ضعیف می گردد و همان طور که زنبور دارها آگاهند از جمعیت های ضعیف نباید انتظار عسل آوردن جالبی را داشت. همچنین باید با جمعیت ها طوری برنامه ریزی نمود که تنها به اندازه نیاز زنبور دار بچه بدهند نه بیشتر. برای جلوگیری از ازدیاد بی رویه و بی موقع جمعیت های زنبور عسل باید عواملی که آنها را تحریک به بچه دادن می کنند بشناسیم و از راه های صحیح بر ضدشان مبارزه کنیم. مهمترین عوامل بچه دادن زنبور عسل عبارتند از: 1- تنگی جا در کندو : ملکه از اواخر بهمن ماه تخمگذاری سالیانه اش را شروع می کند و هر روز که بگذرد به تعداد تخمهائی که روزانه می گذارد می افزاید و تخمها پس از گذراندن دوره لاروی تبدیل به زنبور کامل می گردند و نخست در داخل و سپس در خارج از کندو به فعالیت می پردازند.
بدین طریق تعداد زنبورهای موجود در کندو از اسفند الی خرداد مرتب زیاد و زیادتر می شوند تا بالاخره کار را به جایی می رساند که نه تنها هر دو سطح هر 10 قاب را پر می کنند بلکه حجم کندو هم برای این تعداد زیاد زنبورها ناکافی می گردد. از این لحظه زنبورها به فکر بچه دادن و تقسیم شدن می افتند تا جای کافی برای هر یک از آنها فراهم شود. راه مبارزه با تنگی جا در کندو : برای مقابله با آن کافی است که پیش از آنکه جمعیت احساس کمبود جا کند رویش یک نیم طبقه و یا یک طبقه با شان های بافته شده گذاشت و بدین وسیله حجم داخل کندو را زیاد کرد تا جمعیت دیگر به فکر بچه دادن نیفتد. 2- بیکاری زنبور عسل ها : در جمعیتهای قوی، زنبورهای جوانی که هنوز قادر به پرواز نیستند به هر دلیلی بیکار شوند پس از مدت کوتاهی تعدادی سلولهای ملکه یا پستانک درست می کنند. ملکه ممکن است داخل آنها تخم بگذارد و یا داخلشان تخمگذاری ننمایند. هرگاه ملکه داخل آنها تخم گذاشت، تخمها پس از مدتی تبدیل به لارو و ملکه کامل گشته و جمعیت بچه می دهند. ساختن سلولهای ملکه در کندو بوسیله زنبورها بدون اینکه ملکه داخلشان تخمگذاری کند به هیچ وجه دلیل براین نیست که جمعیت تصمیم به بچه دادن را دارد. چه اغلب زنبورهای جوان موم ساز به صورت غریزی این کار را می کند. ولی پس از تخمگذاری ملکه در داخل آنها جمعیت حتما تصمیم نهائیش را گرفته و خیال بچه دادن را دارد و دیگر امکان انصراف نه برای زنبورها وجود دارد و نه برای زنبور دار. عاقلانه ترین کار این است که آنرا به حال خودش گذاشت تا بچه بدهد. و یا بهتر از جمعیت یک بچه مصنوعی گرفت. این یک قانون در زنبور داری است که تا زمانیکه ملکه در داخل سلولها ی ملکه تخم نگذاشته میتوان وی را از فکر بچه دادن منصرف نمود ولی پس از تخم گذاری در داخلشان دیگر چنین امکانی وجود ندارد. کندن سلولهای ملکه یا پستانک که داخلشان تخم یا لارو درحال رشد می باشند کاری غلط و بی نتیجه است.
چون باعث انصراف جمعیت از بچه دادن نخواهد شد، دوباره پستانکهای تازه درست کرده ملکه هم فوری داخلشان تخم می گذارد. هرگاه چندین بار این کار تکرار گردد گو اینکه جمعیت خسته شده و دیگر به ساختن سلولهای ملکه ادامه نمی دهد ولی به تلافی از کارکردن و عسل آوردن صرفنظر کرده بدین وسیله به زنبور دار ضرر می زند. راه مبارزه با بیکاری زنبور عسل ها : برای جلوگیری از بیکاری کافی است که یک قاب با نواری از موم پرچ شده به پهنای تقریبی 3 سانتیمتر در کندو آویزان کرد تا زنبورهای بیکار و جوان به کار ساختن و بافتن آن پرداخته و دیگر بیکار نباشند و از فکر بچه دادن منصرف گردند. درصورت لزوم می توان هر چند روز یکبار قاب تازه بافته شده را از کندو بیرون آورده و یک قاب تازه با نوار 3 سانتیمتری موم پرچ شده بجایش آویزان نمود تا وضع در طبیعت عوض شده و امکان کار کردن در خارج از کندو برایشان به وجود آید. 3- بارانهای طویل المدت : بدی هوا در فصل رشد یعنی در بهار باعث بیکار شدن زنبورهای فعال و عدم امکان خروجشان از کندو می گردد. هرگاه مدت بدی هوا و یا باران زیاد باشد زنبورهای بیکار را به فکر بچه دادن می اندازد بخصوص اگر جمعیت قوی هم باشد. راه مبارزه : یکی از قابهای پر از لارو سر بسته کندو را بدون زنبور برداشته داخل یک کندوی ضعیف آویزان می کنند و بجای آن یک دیواره و یا یک قاب با نوار مومی پرچ شده 3 سانتیمتری می آویزند تا زنبورها وقت بیکاریشان را با کار کردن روی آنها بگذرانند و به فکر بچه دادن نیفتند. 4- کم شدن ناگهانی گلها و شهد در طبیعت پس از یک دوره وفور : قطع و یا کم شدن شدید و ناگهانی گلها و شهد در منطقه ای که قبلا پر از گلهای عسل خیز بوده و گرده فراوان نیز داشت باعث بیکار ماندن زنبورهای فعال جمعیتهای قوی می گردد و فکر و خیالشان را به سمت بچه دادن سوق می دهد. راه مبارزه : کندو را بهتر است هرچه سریعتر به نقاط پر گل کوچ داد تا زنبورها دوباره امکان فعالیت داشته باشند. 5- زیادی تعداد زنبورهای جوان : زیاد شدن تعداد زنبورهای جوان که غدد شیریشان ترشح فراوان دارد، می تواند جمعیت را وادار به بچه دادن کند تا این زنبورهای جوان بتوانند موادی را که از غددشان ترشح می شود در اختیار لاروها قرار دهند. راه مبارزه : الف- ملکه را در تخمگذاری محدود کرد. برای این کار یک پنجره ملکه در داخل کندو و موازی با شانها گذاشت و ملکه را نیز به آنجا منتقل نمود تا تنها داخل همین 2 شان بتواند تخمگذاری کند. پس از تخمگذاری شانهای پر از تخم را برداشته و بدون زنبور داخل کندوهای ضعیف آویزان نموده و یک الی دو شان خالی تازه به ملکه داد. بدینوسیله هم ملکه به اندازه نیاز و ظرفیتش تخم گذاشته و هم از تولید بیش از حد زنبورهای جوان در داخل کندوی قوی جلوگیری شده است. ب- هر هفته یک شان پر از لارو سر بسته بدون زنبور را از کندو برداشته و یک دیواره یا قاب بافته شده را بجایش آویزان نمود. شان پر از لارو سر بسته را داخل یک کندوی نسبتا ضعیف یا متوسط آویزان و آن را تقویت می کنند.
زنبور عسل
محل آویزان کردنش نقطه ایست که در آنجا زنبورها زیادترند. 6- نژاد : نژادهای وجود دارند که بطور ارثی بچه زیاد می دهند. نژاد زنبور عسل ایرانی یکی از آنهاست. این نژادها در برابر تمام راههای مبارزه مقاومت کرده و هر کاری را که زنبور دار بکند آنها در نهایت بچه خواهند داد. بطور مثال جمعیتهای نژاد ایرانی حتی زمانی که ضعیف هستند باز هم بچه می دهند چون بچه دادن در ارث و خون آنهاست.

راه مبارزه : تنها راهی که برای مبارزه بر ضد خاصیت بچه دهی ارثی جمعیتها وجود دارد تعویض ملکه آنها با ملکه ای از نژاد دیگر است که خاصیت بچه دهی در آنها کمتر باشد.

کاهش جمعیت در فصل عسل آوری

هنگامی که در منطقه ای شهد فراوان باشد ، جمعیت های قوی عسل خوبی ذخیره خواهند نمود . در مقابل در همین زمان به خاطر رقابتی که جمع آوری شهد با پرورش نوزادان دارد ،
زنبورها با روش هائی جلوی تخمگذاری ملکه را گرفته و در نتیجه حدود یک ماه بعد کلنی با مسئله کاهش جمعیت رو به رو خواهد شد . در اواسط فصل فعالیت زنبور ( حدود تیر ماه )این امر مشکلی ایجاد نمی کند . ولی در اوایل فصل می تواند آسیب مهمی به جمعیت زده و باعث کاهش شدید محصول عسل کوه گردد . علت بروز این مشکل اینست که درکوچ زنبورداران به مناطق گرمسیر اگر وفور شهد در منطقه اتفاق افتد ، همان طور که اشاره شد ،تخمگذاری کاهش پیدا کرده و آسیب ذکر شده اتفاق می افتد . برای مقابله با این مسئله به این چند نکته توجه کنید :
13176467993
–         سعی شود در منطقه کاشت کلزا تراکم کلنی ها نسبتاً زیاد باشد که مقدار شهدآوری پائین تر بیاید . کلزا شهد و گرده فراوانی دارد این مسئله در زنبورهای متوسط و ضعیف سبب رشد جمعیت آنها می شود . تنها در مورد زنبورهای نسبتاً قوی مشکل ساز است که با این تمهید برطرف می شود .

در بازدیدها به تخم ریزی ملکه و محل لازم برای آن توجه شود . در صورتی که احساس شود . در صورتی که اجساس شود جمعیت از این نظر در مضیقه است ، در محل حضور ملکه در کندو از پوکه های سالم و آماده استفاده شود و این شان ها را  هنگام غروب داخل کندو در محل مورد نظر قرار دهید که زنبورها درآن قطرات شهد نریزند . البته به مسئله سرمای شبانه هم توجه کنید و از اضافه نمودن فضای زنبور به صورت بی رویه خودداری شود .

بررسی چشمان زنبور عسل

در شبکیه چشم انسان یک میلیون سلول مخروطی از سه نوع مختلف و یکصد میلیون سلول میله ای وجود دارد . توسط سلولهای مخروطی که هر یک از انواع آن جهت رنگی خاص تخصیص یافته اند ، دیدن رنگها ممکن شده است . در سلولهای مخروطی و میله ای طی فرآیندی نوری –شیمیایی ، پیامهای بینایی به شکل پالسهای الکتریکی توسط عصب اپتیک هدایت می شوند . عصب اپتیک دارای یک میلیون فیبر عصبی است که قادر به انتقال 10 میلیون بیت اطلاعات در ثانیه است . این در حالیست که سریعترین مودمها تنها قادر به انتقال 56000 بیت اطلاعات در ثانیه می باشند .تعداد بیتها در ثانیه به شدت نور بستگی دارد .
در حشرات ، بینایی توسط تعدادی چشم منفرد و یا مرکب تامین می گردد . چشم حشرات در مقایسه با چشم انسان غیر متحرک بوده و قابلیت فوکوس نیز ندارد و تنها قادر به دیدن مسافات بسیار کوتاه است . پروانه ها که دارای دید نسبتا بیشتری در میان حشرات هستند تا چند متر را می بینند در حالیکه زنبوران تنها قادر به دیدن تا مسافت 25 سانتی متر می باشند . حشرات برای جبران نقیصه بینایی خود به حس بویایی بسیار حساسی مجهز هستند .
تصور می شود چشم مرکب حشرات که دارای دو تا 30000 لنز می باشد ، تصویری موزائیک مانند ایجاد نماید . در بیشتر موارد دید حشرات تنها به تشخیص شکل و حرکت محدود می گردد اما در مورد سنجاقک که طعمه خود را در حال پرواز صید میکند بی تردید باید دارای دید بسیار بهتری از محیط اطراف خود باشد . سنجاقک با داشتن دو چشم مرکب بزرگ که هر یک از 30000 لنز تشکیل شده و دو چشم منفرد به خوبی با خوی صیادی و فعالیتهای حیاتی اش وفق یافته است . چشم حشرات هنگام تبدیل آنها از مرحله لاروی به مرحله بلوغ دچار تغییراتی می گردد . با وجود تفاوتهای بسیاری که بین چشم انسان و چشم حشرات مشاهده می گردد ، شباهت نزدیکی بین ژن مسئول کنترل تکامل چشم در انسان و حشره ای مانند مگس خانگی وجود دارد . سایر خصوصیات چشمها در حیوانات مختلف که منجر به بوجود آمدن تفاوتها می گردد توسط ژنهای دیگریکنترل می گردد . یک چشم منفرد که در میان یک چشم مرکب قرار گرفته ،
اوماتیدیوم ( ommatidium ) نامیده می شود . در این اماتیدیوم بلافاصله پس از عدسی ، یک مخروط کریستالی وجود دارد که به سلولهای طویلی بنام رابدوم ( rhabdome ) که در حقیقت یک صفحه فتورسپتور را تشکیل می دهند متصل می گردد . این سلولها توسط سلولهای شبکیه که رابدوم ترشح می کنند ، احاطه شده اند . مخروط کریستالی ، سلولهای رابدوم و شبکیه ، توسط سلولهای پیگمانه احاطه شده اند که اوماتیدیوم را از نظر نوری از سایرین جدا می کند . سلولهای شبکیه به سلولهای عصبی متصل می شوند که پیامها را به گانگلیون نوری هدایت می کنند .
در گونه هایی از حشرات که در شب فعالیت می کنند ، سلولهای رابدوم به مخروط کریستالی متصل نیستند در نتیجه اوماتیوم ها کاملا از یکدیگر جدا نشده اند که این موضوع به هدایت نور بیشتر اما شفافیت کمتر تصویر منجر شده است .
عمل دیدن طی یک فرآیند فتوشیمیایی صورت می پذیرد . مولکول رتینال ( retinal ) موجود در سلول رابدوم فتونهای نور جذب شده را از حالت منحنی به شکل مستقیم در می آورد . رتینال به غشای پروتئینی بنام اُپسین ( opsin ) متصل است که به این مجموعه رودوپسین ( rhodopsin ) می گویند . رتینال هنگام ایجاد تغییر در فوتون از این مجموعه جدا شده و پس از آن اپسین یک سلول عصبی را تحریک می کند . سلول عصبی پیام را به مغز هدایت کرده و تشخیص یک فوتون را توسط رابدوم به مغز اعلام می دارد . بدنبال آن رتینال به کمک ویتامین A با اپسین ترکیب شده و مجددا رودوپسین شکل می گیرد .

زنبورعسل
سیستم بینایی زنبور عسل شامل دو چشم مرکب و سه چشم ساده است . هر چشم مرکب از هزاران سلول حساس به نور  که به زنبور به درک نور ، رنگ و همینطور پرتوی UV آفتاب کمک می کنند تشکیل شده است .
سه چشم ساده زنبور بشکل مثلث بر روی سر حشره قرار گرفته که اسلی( ocelli ) نامیده می شوند. این چشمها اغلب به  تشخیص مقدار نور موجود در محیط به زنبور کمک می کنند اما قادر به درک تصویر نیستند .
قرنیه چشمان مرکب زنبور عسل از مو های بسیار ریزی پوشیده شده است . البته وجود مو بر روی قرنیه مختص زنبور عسل نیست و حشرات دیگری مانند مگس ها نیز دارای چشمان مرکب با قرنیه پرمو هستند . زنبور عسل هنگام جمع آوری گرده گلها ،
گرده ها را بر روی بدن ، پاها و سر و از جمله چشمها و آنتن خود جمع آوری کرده و سپس به داخل کیسه گرده موجود بر روی پاهای عقبی انتقال می دهد .
با وجود اینکه زنبور عسل طیف وسیعی از رنگها را بخوبی می بیند تنها قادر به تشخیص شش گروه اصلی رنگها از قبیل زرد ، آبی سبز ، آبی ، بنفش ، UV و رنگی که بنام ارغوانی زنبوری شناخته می شود و مخلوطی از زرد و UV است ، می باشد . این حشرات قادر به دیدن رنگ قرمز نیستند .
چشمان مرکب زنبور عسل از هزاران عدسی نازک که هریک صفحه ( facet ) نامیده می شوند تشکیل شده است . دانشمندان معتقدند که هر عدسی یک چشم مرکب قسمت کوچکی از دید زنبور را دریافت می کند سپس مغز تصویر هر یک از عدسی ها را گرفته و تصویر بزرگ موزائیک مانندی ارائه می دهد . مزیت چشم مرکب ، توانایی آن در تشخیص حرکت است . زنبوران بسادگی می توانند بین الگوهای یک پارچه و شکسته تفریق قائل شوند اما برتری بیشتری در تشخیص تصاویر شکسته از خود نشان می دهند و به همین علت یک گل متحرک و یک گل ساکن را از یکدیگر تمیز می دهند .بنابراین چشم زنبور عسل بخوبی جهت ادراک حرکت وفق یافته است .

مسیریابی زنبور عسل

محاسبات پیچیده زنبور عسل برای تعیین مسیر
نتیجه مطالعات جدید نشان داد، زنبور عسل برای رسیدن به گل ها به روشی که هنوز مشخص نشده است، راحت ترین و نزدیک ترین راهها را انتخاب می کند تا توان بیشتری برای جمع کردن شیره گلها داشته باشد.
براساس مطالعه محققان دانشگاههای “کوین ماری” و “لندن” که نتیجه آن در پایگاه اینترنتی ” لایف ساینس” آمریکا منتشر شد، زنبور عسل قبل از حرکت به سوی گلها، محاسباتی در مغزش که در مقایسه با مغز انسان بسیار ساده است انجام می دهد و از میان راههای مختلف رسیدن به هدف، راهی را انتخاب می کند که علاوه بر کوتاه بودن مسیر، دستاوردش از آن راه بیشتر باشد تا از این طریق تا حد امکان بیشتر شیره گلها را جمع آوری کند.
این محققان در این مطالعه دریافتند، زنبور عسل با وجود داشتن ساختاری ساده در مغزش، قادر است در جهت شناسی، مشکلاتی را حل کند که بشر را به حیرت وا می دارد.
ماتیو لیهوریو یکی از این محققان می گوید: ” همانگونه که انسان با بهره گیری از تجهیزات پیشرفته سعی می کند، با محاسبات دقیق و بررسی همه راههای رسیدن به هدف، مشکل مسافران را حل کند، زنبور عسل نیز چنین محاسبات پیچیده ای را انجام می دهد، با این تفاوت که زنبور عسل بر خلاف انسان تجهیزاتی جز ساختار ساده مغز که تنها از 950 هزار سلول مغزی درست شده است ندارد.

طریقه دادن ورقه موم به کلنی ها

شان هائی که در کلنی وجود دارد همچون واحدهای به هم پیوسته محل زندگی اجتماع زنبورعسل هستند . و زنبورها با رفت و آمد روی آنها وارتباط با یکدیگر به انجام فعالیت های داخل کندو می پردازند

موم

در صورتی که قاب حامل برگه موم در وسط این اجتماع زنبورها گذاشته شود سبب اختلال وممانعت از ارتباط زنبورها با هم می گردد . همچنین اگر این برگه موم در کنار کلنی گذاشته شود معمولاً زنبورها رغبتی برای فعالیت روی آن وموم بافی از خود نشان نمی دهند . بهترین کار این است که این قاب حاوی برگه را بین قاب آخر و بقیه قاب ها (یک قاب مانده به آخر) قرار داد .

در مواقعی که لازم به اضافه کردن طبقه می باشد و شان آماده در اختیار ندارید ، قاب 1 قاب 10 را بالا بیاورید . سپس قاب 2 وقاب9 را به دیواره کندو (جای دو قابی که بالا گذاشته اید ) بچسبانید و سپس دو برگه موم به جای قاب های 2 و 9 بگذارید .بعد از اینکه به همین روش طبقه دارای 4 قاب آماده و بافته شده شد ، می توانید در طبقه هم برگه موم بگذارید . توجه داشته باشید که تعداد برگه بافته نشده در کندو حتی الامکان از دو عدد بیشتر نشود که زنبور ها بتوانند آن را سریعاً آماده کنند . سعی کنید برگه ها پس از مو دوزی سریع تر داخل کندو قرار گیرد .زیرا در صورت تازه بودن برگه ، عطر موم و همچنین نرمی آن باعث جلب زنبورهای موم ساز و تشویق آنها به موم بافی می شود . این مسئله پس از چند روز هواخوردن برگه های موم دوزی شده تقلیل پیدا می کند .

چگونگی خروج بچه از كندو

از شرایط لازم برای تقسیم كلنی و بچه دادن،وجود ملكه برای بچه كندو است كه این كار یعنی تولید یك یا چند ملكه (معمولا تعداد بیش از 5عدد)به طور خودكار انجام میگیرد و پس از تخمگذاری در فنجانكها ملكه های لازم تولید می شوند.ملكه مادر(ملكه قدیمی)زمانی كه احساس كرد مدت زیادی به تولد و خروج از حجره ملكه جدید باقی نمانده خود را برای خروج از كندو همراه عده ای از زنبورها اماده می كند.ملكه قیمی ابتدا تخمریزی را كاهش داده و با كم شدن تغذیه از وزنش نیز كم می شود(شایان ذكر است كه كارگران اورا به این كار وادار می كنند)تا ملكه قادر به پرواز و خروج از كندو باشد.كمی قبل از تولد ملكه جدید (چند ساعت تا چند روز)ملكه مادر یا قدیمی تصمیم به خروج می گیرد.كارگران و زنبورهای داخل كندو موضوع را حس كرده و با برداشت مقادیر زیادی عسل چینه دان خود را پرمی كنند و اماده سفر می شوند.انها در این شرایط در كف كندو واطراف سوراخ پرواز متراكم شده و با پرواز ملكه انها نیز با شدت زیاد و با سرعت به صورت دسته جمعی كندورا ترك میمنندودر هوا مانند ابر در می ایند و در محدوده پرواز ملكه چرخ میزنند تا ملكه و زنبوران پیش اهنگ جای مناسبی را برای نشستن پیدا كنند.معمولا این گروه در اولین پرواز در همان نزدیكی زنبورستان بر روی مكان مرتفعی مانند تنه و شاخه درخت یا دیوار ساختمان و یا جایی شبیه ان مینشینند وملكه را در بر گرفته و به شكل خوشه اویزان می شوند.تعدادی زنبورهای همراه ملكه ممكن است از نصف جمعیت كندوی مادر تا یك چهارم و گاهی بیشتر از نصف  هم باشد.این بچه كندو كه بدون دخالت  زنبوردار تولید شده و تقسیم ان خود به خود انجام گرفته  است به بچه كندوی طبیعی معروف می باشد

بچه-ی-زنبور-عسل-روی-شاخه-درخت

.بچه كندو خوشه شده در محوطه ازاد تعدادی زنبور پیشاهنگ دارد كه انها برای یافتن جای استقرار دائمی به جستوجو می پردازند و پس از یافتن جای مناسب(به طور مثال شاخه درخت،شكاف سنگ،كندوی خالی و یا تنه تو خالی )اطلاعات خود را در اختیار توده زنبورها قرار داده و تصمیم نهایی برای پراز به فاصله دورتر و محل استقرار دائمی گرفته می شود.اغلب بیش از یكساعت بچه كندو خوشه شده ئر محل اولیه بقی می ماند كه در این فاصله زمانی باید برای گرفتن ان به سرعت وارد عمل شد.زیرا اگر بچه كندو گرفته نشود پرواز دوم انجام گرفته . دیگر نمی توان ان را پیدا كرد.

نكات اساسي در تكثير مصنوعي زنبورعسل

نكات اساسي كه بايد در تكثير مصنوعي زنبورعسل مورد توجه قرار گيرد:
1- در فصل پرورش ملكه (يعني فصل نرها)بايد اقدام به گرفتن بچه مصنوعي كرد و در غير فصل نرها از ملكه بارور و اماده استفاده كرد.
2- در صورتي كه ملكه بارور و يا ملكه موجود نباشد قبلا سلول ملكه پرورش داده شود(با يتيم كردن كندويي با صفات مطلوب و تهيه شاخون)تا بچه كندو مدت كمتري فاقد ملكه باشد.
3- هميشه از كندوهاي قوي بچه مصنوعي گرفته شود.
4- اگر ملكه بارور موجود باشد بلافاصله به بچه كندو معرفي شود.
5- چنانچه ملكه باكره وجود دارد لازم است بعد از مدت 5روز و بعد ازخراب كردن سلول ملكه معرفي شود.
6- در صورت وجود سلول ملكه بعد از24ساعت به بچه كندو داده شود.
7- از كندوهاي قوي كه در ان به اندازه كافي زنبوران جوان وجود دارند براي گرفتن بچه مصنوعي استفاده كرد.
زنبورعسل
8- چون زنبوران بر خلاف بچه كندو طبيعي بدون قصد قبلي به كندوي جديد هدايت مي شوند فاقد ذخيره غذايي و ثانيا بر خلاف بچه كندوي طبيعي تيپهاي مختلف زنبوران براي كارهاي گوناگون تخصص يافته اند(شان سازي،اوردن شهد و گرده)همراه ندارند بنابر اين به كندو شربت به نسبت يك به يك داده و همچنان يك شان حاوي گرده و يك پوكه در كنار كادر اخر قرار داد.
9- مساله مهم در افزايش جمعيت كندو حفظ درجه حرارت و رطوبت داخل كندو است.با توجه به اينكه تعداد شانهاي بچه كندو كم و بقيه داخل كندو خالي است و زنبوران جوان بيشتر انرژي و مواد غذايي صرف گرم كردن فضاي داخل كندو مي كنند.به همين جهت بايد فضاي داخل كندو را از وسط نسبت به شانهاي موجود كوچك كرد و اين كار به وسيله قرار دادن نئوپان يا فيبر انجام مي گيرد و با افزايش جمعيت فضاي داخل كندو را زياد كرده و پوكه يا صفحه موم اجدار به ان اضافه مي شود.سوراخ پرواز نيز به اندازه يك الي دو سانتيمتر باز نگه داشته مي شود.در صورت كمبود شهد و گرده در طبيعت براي جلوگيري از غارت بچه كندو را به محل امن تري دورتر از زنبورستان انتقال مي دهيم و در سايه به طوري كه سوراخ پرواز ان خلاف جهت باد واقع شود،قرار گيرد.

خطر سمپاشی برای زنبور عسل

در رابطه با خطر سموم کشاورزی برای زنبورداری می توان محلهای انتخابی را به سه گروه تقسیم نمود :

الف – مناطق پر خطر : شامل تعداد زیادی مزرعه و باغ به اندازه های مختلف و بدون برنامه منظم سمپاشی .

ب- مناطق با خطر متوسط : شامل تعداد کم مزرعه و باغ با امکان شناسائی و کنترل انها .

ج- مناطق کم خطر : شامل دشتها و مراتع و جنگل ها با معدودی مزرعه و باغ فاقد برنامه سمپاشی .

سمپاشی در مناطق پر خطر ضمن آنکه بیشترین احتمال مسمومیت و لذا لزوم حداکثر اقدامات حفاظتی را ایجاب می نماید ، در صورت رعایت جوانب مختلف ، بالاترین عواید را (چه مستقیماً از زنبورداری و چه از طریق افزایش محصول و بهبود کیفیت آن) به همراه دارد .

 

تصویر زیر خطرات ناشی از سم پاشی را برای زنبورعسل ها نشان میدهد که باعث خسارت شده است

زنبور-عسل-های-مرده-در-اثر-سمپاشی

اعجاز قرآن در کندوسازی زنبور عسل

همان‌طور که در قرآن اشاره شده زنبور عسل کوه‌ها درخت‌ها یا کندوها را برای خانه‌سازی انتخاب می‌نماید و به همین منوال که درز سنگهاو شکاف درخت‌ها و حفراتی چند به اشکال و اقسام دارد یکی دراز است دیگری مدور و سومی مارپیچ و… کندوها نیز به انواع مختلف از لحاظ شکل و اقسام‌رنگها دیده می‌شوند و بنا بر تجربیاتی که شده زنبوران به رنگ آبی علاقه بیشتری نشان می‌دهند. (کندو را که آبی رنگ باشد دوست دارند) .
کندو
درزها، شکاف‌ها، حفر‌ها و… بهر وضعی و شکلی که باشند زنبوران آن را طبق دلخواه خود درآورده و در آن مسکن می‌کنند.

شگفتی و اعجاز قرآن در این است که می‌فرماید زنبور عسل از کوه و درخت خانه می‌گیرد و اشاره‌ای به درز و شکاف و حفره‌ای از کوه و گیاه نمی‌کند و اگر اشاره‌ای به چنین مطلب کرده بود امروز ایراد می‌کردیم که:

زنبورانی هستند در هندوستان که حشره‌شناسان آن‌ها را آپیس دورساتا می‌گویند این‌ها یک شاخه درخت را می‌گیرند و در طولش خانه‌هائی می‌سازند و هیچ‌گاه خانه‌شان سقف ندارد و در این صورت قرآن کتابی بود که فقط راجع به زنبوران عسلی صحبت کرده بود که مردم مکه گاه‌گاهی کندوهایشان را در طایف (نزدیک مکه) یا در اطراف مدینه دیده بودند ولی قرآن وحی است و کتاب نبی گرامی اسلام و کلام خدا لذا در یک جمله نه‌تنها خود را همیشه بالاتر از پژوهش‌های زنبورشناسان نشان می‌دهد بلکه اعجاز بیشتر در این است که در میان آن همه اموری را که می‌توان به زنبور عسل نسبت داد فقط به ذکر خانه‌سازی‌اش افتاده و آن‌را متذکر است. چرا؟

زیرا همه‌چیز بلکه شگفتی‌ها و شاهکارهای زنبور عسل همه به کندوگزینی‌اش مرتبط می‌گردد و وحی برای دستور به همین کار صورت می‌گیرد.

زنبور عسل مهاجرت می‌کند برای کندو گزینی-عسل و موم می‌سازد بر ای کندوسازی و آن‌چه را مهم‌ترین اعمال و اقدام زنبور تصور کنیم همه و همه به امر خانه‌سازی زنبور عسل برگشت دارد، امری که قرآن به آن اشاره فرموده است.

یک کندو که ما در اختیار زنبور قرار داده‌ایم به ظاهر پر از خانه‌هائیست همه یک شکل و شش ضلع به رنگ کثیف زرد خرمائی جنس کندو را از گل و خاک، حصیر، نی، شاخه‌های تازه گیاهان و بیشتر از چوب درست می‌کنند، چهار نوع خانه در هر کندو مشاهده می‌شود:

جلوگیری از غارت زنبورستان

پدیده غارت ذاتی بوده و زنبورها به منظور جمع اوری غذا اقدام به ان میكنند و هیچ گونه نظر سوء و قصد بدی ندارند.زیرا در ذات انها اعمال بد وجود ندارد.با این همه مساله غارت باعث انهدام كندوی غارت شده میشود و خسارت جدی به زنبوردار وارد میشود كه باید این مشاله را جدی گرفت و با اعمال روشها و تمهیداتی كه ذیلا توضیح داده می شوند از وقوع ان جلوگیری كرد.

غارت-زنبورستان

1-  همواره سعی شود كندوها در مناطقی كه از لحاظ شهد غنی است مستقر گردد.زیرا تا زمانی كه شهد گل در طبیعت به وفور یافت میشود زنبورها هوس غارت به سرشان نمی زند.

2-  زنبورها نباید بی غذا و گرسنه بمانند.باید در شرایط كمبود شهد و گرده در طبیعت با مواد جانشین شونده انها را تغذیه نمود.

3-   از ریخت و پاش ذرات موم عسل دار و قطرات عسل و شربت در اطراف كندوها به شدت پرهیز نمود.

4-   در هنگام عسل گیری كار با تعداد نفرات لازم انجام گیرد و فرصت شیوع غارت از زنبورها گرفته شود.

5-   كندوی ضعیف و نامرتب با ادغام و تقویت سروسامان داده شوند.

6-  كندوها را در فاصله یك متری از همدیگر قرار داده و از چیدن انها در كنار هم و با پروازهای تداخلی پرهیز شود ،زیرا این مسئله میتواند منشاء غارت باشد.

7-  در مواقع بازدید سعی گردد از شیوع غارت جلوگیری شود و اگر غارت شدت پیدا كرد باید بازدید را حتی الامكان متوقف ساخت.

8-  تغذیه با شربت قند در مواقعی كه غارت شدید است فقط در صبح زود و قبل از فعالیت زنبورها و یا نزدیك غروب و بعد از فعالیت زنبورها انجام گیرد و از دادن شربت قند در وسط روز اجتناب شود.

9-  دریچه ورودی كندوها را در مواقع غارت بسیار تنگ نموده و دریچه ها فقط برای عبور یكزنبور تنظیم شود.میتوان با قرار دادن چند شن درشت مسیر پرواز را به صورت تونل در اورده و برای عبور مستقیم زنبورهای غارتگر مانع ایجاد كرد.

10- فصل شدت غارت اوایل بهار و اواخر تابستان و پائیز است كه مصادف با ضعف كندوها و كمبود شهد در طبیعت است.

11- برای جلوگیری از غارت در هنگام بازدید كندوها استفاده از قفس ضد غارت راه حل مناسبی است.این قفس كه از توری پشه ای به ابعاد یك متر عرض و 5/1متر طول و ارتفاع 2متر بوده و از جنس سبك ساخته میشود قابل جابجایی بوده و این مكعب مستطیل از طرف پایین و بالا باز است و میتوان هنگام بازدید ان را بر روی كندو مستقر ساخت و در داخل ان بازدید از كندو را انجام داد.

12- از به كارگیری كندوهای درز و شكافدار و با دربهای منفذدار كه مجاری متعددی برای ورود زنبوران غارتگر دارند پرهیز شود.زیرا در چنین مواقعی زنبورهای غارتگر از این منافذ به كندو حمله كرده و به راحتی وارد ان میشوند.

تامین آب برای زنبور

عده ای از زنبور های چرا کننده مقداری آب در چینه دان خود به کندو حمل کرده و ذخیره می کنند . مصرف آب عمدتاَ برای رقیق کردن عسل به عنوان غذای لارو ها ، خنک کردن و مرطوب کردن کندو و تا حدودی برای مصرف خود زنبور ها جهت تعادل فیزیولوژکی بدن آنها می باشد .

زنبورعسل

بهترین روش تامین آب ، مستقر کردن کندو ها در فاصله نزدیک به آبهای جاری تمیز و آری از آلودگی های شیمیایی مثل دریاچه ، نهر ، جوی و چشمه و غیر می باشد . در صورتی که اینگونه منابع در دسترس نباشد می توان از یک تانک آب بدین ترتیب استفاده نمود که در زیر شیر خروجی آن تخته ای را به طوری مورب قرار داده و در پایین آن تشتکی را مستقر نمود که آب در آن جمع شده و سرریز گردد . ضمناَ بهتر است روی تخته را با کونی پوشاند و داخل تشتک نیز قطعات چوب یا شاخه درخت را قرار داد تا زنبور ها بتوانند روی آن نشسته و آب بنوشند . یا اینکه در زیر شیر تانکر که به صورت چکه کنان باز است . یه ظرف بزرگ قرار داده و درون آن سنگ ریزه ریخت .

را دیگر تامین آب کلنی ها استفاده از انواع شربت خوریها است که در آنها آب ریخته و در اختیار زنبورها قرار داده می شود. گرچه این کار وقت گیر و پر هزینه است ولی برای مواقع بحرانی بسیار مفید است .

نکته مهم : اگر زنبورستان شما در نزدیکی دریاچه ، نهر ، جوی و چشمه می باشد .باید محل ساحل ( برخورد آب با خشکی) آب افقی با موج کوتاه و کمی شن نرم داشته باشد .تا زنبور به راحتی بتواند آب خودش را تامین کند . اگر محل ساحل عمودی ویا آب با موج باشد . باعث افتادن زنبور در آب می گردد . چون زنبور نمی تواند به راحتی از آب بیرون بیاید بنا بر این تلف می گردد .

علامت گذاری ملکه زنبور عسل

علامت گذاری ملکه برای یافتن سریع ملکه در کندوچه جفت‌گیری و نیز برای مشخص شدن سن ملکه انجام می‌شود. گاهی از شماره‌گذاری برای مشخص شدن شجره ملکه استفاده می‌کنند.
کوتاه کردن بال ملکه، شیوه رایج علامت‌گذاری روی ملکه برای مشخص شدن سن آن است. علامت‌گذاری روی ملکه با رنگ یا لاک مخصوص انجام می‌شود. برای این کار معمولاً از رنگ‌هایی استفاده می‌شود که بی‌بو باشند، سریعاً خشک شوند و بادوام و پایدار باشند. از لاک ناخن یا رنگ بدنه اتومبیل نیز برای این کار استفاده می‌کنند.
معمولاً قسمت پشتی قفس سینه و گاهی روی شکم ملکه علامت گذاری می‌شود.

2imhxnyohy26zmpmnkm
گاهی نیز با استفاده از دیسک‌های شماره دار به رنگ‌های گوناگون سن ملکه زنبور عسل و شجره آن مشخص می‌گردد. این دیسک‌ها با چسب خاص در قسمت قفس سینه ملکه چسبانده می‌شود. دیسک‌ها محدب هستند و به آسانی روی قفسه سینه ملکه جاگذاری می‌شوند.

  • صفحه 1 از 2
  • 1
  • 2
  • >